در قسمت قبل گفتیم که مردم ده شیفتهی پیرزنی شده بودن که باغی زیبا و خوشبو داشت. امّا هیچکس راز اون رو نمیدونست به غیر از دختر جوانی که این راز رو فهمیده بود. رهبران ده نمیخواستن که مردم ده به این باغ برن و به پیرزن باخرد گوش کنن. اونها سعی داشتن که مانع رفتن مردم به باغ بشن. آیا بالاخره مردمان ده به پیرزن باخرد گوش میدن یا نه؟