کافه بزرگسالی

39__کافه بزرگسالی__در جستجوی شادی


Listen Later

بالاخره یه تابستونی میاد و می ره و ما بعدش می فهمیم بچه گیمون هم باهاش رفته، دیگه آدم بزرگ شدیم ، به فصلی رسیدیم که بهش می گن پایان معصومیت، آغاز بزرگسالی ...
اون سال، من هم قرار بود توی تابستونش بزرگ شم، برم سر کار و از زندگی سهمی برای خودم داشته باشم، به روشنی همه ی ستاره های اون شب ، یادمه که اولین نیمه شبِ تابستون بود ، توی حیاط خونه مون نشسته و خیره به آسمون پر ستاره بودم، همه جا تا دور دستها ساکت، فارغ از هیاهوی دنیا، نه خاطره ای از دیروز و نه دلهره ای برای فردا ، معلق بین افقهای بی انتها، ول ، مثل بادبادک بی نخ و بی صاحب، سرخوش، رقصان به دست باد ، تماشاگر کهکشانهای دور ... پدرم از داخل خونه در رو باز کرد و جوری که انگار داشت سعی می کرد خوابش نپره، با شلوار گرم کن و زیرپیرهنی و دم پایی ای که نیم بند پاش کرده بود، کشون کشون خودش رو به سمت دستشوییِ توی حیاط برد، وقتی چراغ توالت رو روشن کرد ، یه لحظه ایستاد ، با همون وضعیت و صدای مست خوابش گفت: بچه ! برو بگیر بخواب ... و بی توجه به اینکه واکنش من چی ه، رفت توی دستشویی و در رو بست ... چند لحظه بعد گفتم : بابا ... با صدای نیمه هوشیار گفت : ها! ... گفتم یه چیزی بگم ؟ ... همونجور خواب آلود گفت: بگو بچه ... گفتم : همه ی این دنیا واسه چی ه ؟ ... انگار که از خواب پرونده باشمش گفت : هاااا! ... گفتم : مفهوم زندگی چی ه ؟ به نظرت کیفیت زندگی مطلوب، باید چجوری باشه ؟ ... انگار که کفرش در اومده باشه گفت : مفهوم زندگی اینه که صبح کله ی سحر باید پاشی بری سر کاری که حالت ازش بهم می خوره تا بتونی سه لقمه غذایی که دوست نداری بخوری ، یوبوست بگیری، بعدش نصفه شبی که بلا کِشِ شیکمت توی توالت شدی و بوی گند غذایی که نتونستی درست هضمش کنی، دور و برت رو گرفته، بچه ی نیمه بالغ ت ، وسط زور زدن، ازت سوال فلسفی بپرسه و تو بفهمی که چرا نباید جوابش رو بدی ! ... کل مفهوم و کیفیت یه زندگی خوب همینه ... بهش گفتم : عه بابا اذیت نکن دیگه ، جواب این سوال واسه م مهمه ، مرض که ندارم الکی ازت سوال بپرسم ... گفت : چرا دیگه ... داری ... مرض داری که توی توالت منو گرفتی به حرف ... بچه جون! آدم سالم باید یه کاری داشته باشه که انجام بده و زندگیش برقرار باشه و بهش خوش بگذره اما یه چیزهایی هم داشته باشه که زندگی رو کوفتش کنن و نذارن خیلی بهش خوش بگذره و به اون دور دورا بپره ، مثل یه همسر ، چندتا بچه ، قسط، قرض، تعهد ... آدم سالم باید بتونه موقع غذا خوردن، غذا بخوره، بی مزاحمت ... موقع پس دادنش هم، پسش بده ... بی مزاحمت، بعدش هم بره کپه ی مرگش رو بگذاره بی مزاحمت ، همه ی سوالای زندگیش هم باید به همین چیزها مربوط باشه، وگرنه یه جای کارش می لنگه، سالم نیست ... هر وقت راجع به معنا و مفهوم زندگی یا هر چیز قلمبه سلمبه ی دیگه ای، برات سوال پیش اومد ، بدون یه مرگت شده، یه مرضی، چیزی، داری، چون آدم سالم سرش انقدر به زندگی گرم ه که واسش از این ریخت سوالا پیش نمیاد ... گفتم بابا اذیت نکن دیگه یه پند پدرانه ای ، حرف حکیمانه ای ، تجربه ی یه عمر زندگی ای ، یه چیزی بگو دیگه ، الان در وضعیت حساس کنونی ام! ، دارم وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم می شم، اون فوت کوزه گریِ زندگی رو بهم یاد بده ... ، بذار من هم هر جا می شینم بگم "بابام همیشه می گفت ... " ... بابام همونجور که داشته زور می زد گفت : بگو بابام همیشه می گفت با غذات ور نرو بچه، بخورش ... گفتم اه بابا این لحظه ی ناب پدر و پسری رو خرابش نکن ، یه حرف فوق العاده راجع به دنیا و روزگار و عرفان و درک و شعور و این جور چیزها بگو دیگه ... بابام گفت : هنوز واسه ی این حرفها کوچیکی، برو بگیر بخواب بچه، بذار ما هم به کارمون برسیم ... گفتم: بچه نیستم، بزرگ شدم دیگه ... گفت : برو بچه ، بچه ای هنوز ... گفتم: بزرگ شدم ... بابام گفت: خودت نمی فهمی که الان ، فکر می کنی بزرگ شدی، اما بچه ای هنوز ... گفتم: خوب تو یه نشونه بگو تا من خودم هم بفهمم بزرگ شدم یا نه ؟ ... گفت: یه حالی رو می گم، هر وقت فهمیدیش ، بیا بگو بزرگ شدم ... با غرور و اعتماد به سقف گفتم: بگو ببینم ! ... بابام گفت: یه پیرمرد 99 ساله تولدش ه ، اسم و رسمش رو یادش نمیاد، زوال عقل داره، بچه ها و نوه هاش همه دورش جمع ، واسه زورکی زنده نگه داشتنش انواع وسیله های پزشکی بهش وصل، روبروش شمع، می خواد شمع کیک تولدش رو فوت کنه، نفسش یاری نمی ده یه فوت دو فوت سه فوت، ... نع یاری نمی ده نفس بد کردار، ... به بدبختی همه زورش رو با هم جمع می کنه تا محکم فوت کنه اما به جای بالا، باد از پایین ش در می ره و از اون بدتر ، دندون مصنوعیاش هم از حلقش در میاد، می افته توی کیک، ... بعدش می زنه زیر گریه ... اما نه واسه این حال و روزش ، نه واسه تن پیر و فرتوتش، نه و...
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

کافه بزرگسالیBy مسعود حیدریان

  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7

4.7

6 ratings