داستان‌های مثنوی

#76 - داستان خوارزمشاه و اسب امیر - بخش اول


Listen Later

ود امیری را یکی اسپی گزین

*

در گلهٔ سلطان نبودش یک قرین

|

او سواره گشت در موکب به گاه

*

ناگهان دید اسپ را خوارزمشاه

|

چشم شه را فر و رنگ او ربود

*

تا به رجعت چشم شه با اسپ بود

|

بر هر آن عضوش که افکندی نظر

*

هر یکش خوشتر نمودی زان دگر

|

غیر چستی و گشی و روحنت

*

حق برو افکنده بد نادر صفت

|

پس تجسس کرد عقل پادشاه

*

کین چه باشد که زند بر عقل راه

|

چشم من پرست و سیرست و غنی

*

از دو صد خورشید دارد روشنی

|

ای رخ شاهان بر من بیذقی

*

نیم اسپم در رباید بی حقی

|

جادوی کردست جادو آفرین

*

جذبه باشد آن نه خاصیات این

|

فاتحه خواند و بسی لا حول کرد

*

فاتحه‌ش در سینه می‌افزود درد

***

این برنامه‌ای است از رادیو بامداد

تمامی قسمت‌های این مجموعه را می‌توانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید

www.RadioBamdad.com

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستان‌های مثنویBy فخری قمیشی

  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7
  • 4.7

4.7

18 ratings