.
آلیجناب
.
.
تا بنوشم، تا ابد هم باده هست
ایخوشا سیراییاَم در وقتِ هست
جوشش و رویش، همیشه ساده نیست
گاهی باید زد به تن هم دست رد
کودکِ روحیم، به بازی آمدیم
تا بگیریم حین بازی، درس و مشق
بیکرانه آمدیم در این کران
روی این پل، گر بخواهیم، شاُن هست
دولت عشق است و آدم کیمیاست
ایخوشا بر سقف خود آریمدست
.
طَنْازی و طَنّازی، همرزمی و همبازی
هم، بستر و هم، خانه، غمازی و انبازی
در آینه، در یاری، در هر گذر و هر شهر
اینور سیاه شب، میتابم و میتابی
از توست فروغ قلب، در توست هزارن جعل
در حلقهی مستانت، اصحابی و دستانی
وَه گفتهاَمَت هر بار، ایشوکت بیتکرار
در سایهی هر مشعل، جادویی دگر داری
خوشباد تو را دیدن، خندیدن و تندیدن
بیمُزدترین خادم، فرمانده و اربابی
.
..................................... وحید قاضینور ...
Vahid GhaziNour
۲۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۱
https://www.instagram.com/p/CdwALeKKCHr/?igshid=MDJmNzVkMjY=