
Sign up to save your podcasts
Or


مجموعه از پیله تا پرواز
نقد و بررسی آثار ادبیات کلاسیک ایران
توسط شاعر، نویسنده ، پژوهشگر و دبیر گروه طاقچه مجله پلاک ۵۲ : محمد مفتاحی
این قسمت : چرا شعر اینقدر مهم است؟
امروزه بیشتر ما رمانخوان شدهایم. گروهی هم به کلی منکر وجود شعر شده و گفته اند دورهی شعر تمام شده است؛ اما همه میدانیم هنوز هم شعر برای ما عزیز است. وقتی میخواهیم اعتراض کنیم هنوز هم میگوییم:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزانِ نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزیِ سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گَردِ سُمِ خرانِ شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالعِ مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود، از آنِ دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ، دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه، مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپانِ گرگِ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! که به نیکی خواهم دعایِ سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
اما واقعا چرا شعر اینهمه عزیز است؟ شاید حضرات شاعر از گذشته تاکنون هم نتوانستهاند به این پرسشِ شفاف پاسخ بدهند. مثلا نظامی در مقدمهی «مخزنالاسرار» میگوید..
By Pelak522.5
22 ratings
مجموعه از پیله تا پرواز
نقد و بررسی آثار ادبیات کلاسیک ایران
توسط شاعر، نویسنده ، پژوهشگر و دبیر گروه طاقچه مجله پلاک ۵۲ : محمد مفتاحی
این قسمت : چرا شعر اینقدر مهم است؟
امروزه بیشتر ما رمانخوان شدهایم. گروهی هم به کلی منکر وجود شعر شده و گفته اند دورهی شعر تمام شده است؛ اما همه میدانیم هنوز هم شعر برای ما عزیز است. وقتی میخواهیم اعتراض کنیم هنوز هم میگوییم:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزانِ نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزیِ سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گَردِ سُمِ خرانِ شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالعِ مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود، از آنِ دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ، دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه، مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپانِ گرگِ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! که به نیکی خواهم دعایِ سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
اما واقعا چرا شعر اینهمه عزیز است؟ شاید حضرات شاعر از گذشته تاکنون هم نتوانستهاند به این پرسشِ شفاف پاسخ بدهند. مثلا نظامی در مقدمهی «مخزنالاسرار» میگوید..