هانی خرسه به کنار رودخونه رفت و گلهای زیبا و رنگهای گوناگون صخرهها و زمین، توجهاش رو جلب کرد. حواسش نبود که پاهای بزرگش رو کجا میگذاره و پاش گرفت به ریشهی یک درخت سپیدار و با صورت و شکم، افتاد توی خاکها.ادامه داستان در کتابکداستان خاکهای رنگیhttps://ketabak.org/2475u