آوای کتابک

داستان توله ترسیده


Listen Later

آلبرت چشم‌های بزرگ قهوه‌ای‌رنگش رو بست و در حالی که مادرش آروم لالایی می‌خوند، به خواب رفت.«غرررر! غرررر! غرررر!»آلبرت چشم‌هاش رو باز کرد و هق و هق، شروع کرد به گریه. مادر هم از این صدا خوشش نیومده بود. آلبرت با شکایت گفت: «من می‌ترسم مامان!»داستان توله ترسیدهhttps://ketabak.org/bj03a
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

آوای کتابکBy پایگاه ترویج خواندن کتابک

  • 4
  • 4
  • 4
  • 4
  • 4

4

3 ratings