امروز صبح برای قدم زدن به جنگل رفتم.یک سبد برداشتم و دستکشهای گرمی پوشیدم.هدفم جمع کردن چند بلوط و برگ درخت،و دیدن چند زاغ کبود، فنچ، و کبوتر بود.باد ملایمی میوزید، که بسیار برام خوشایند بود؛هوا تمیز بود و من، بازدم خودم رو میدیدم.داستان یک صبح پاییزیhttps://ketabak.org/gr2iq