داستانهای مقاومت

داستانهای مقاومت- داستان هفته - نیاش


Listen Later

می‌گویند روزی هستی گفت: من به هر پدیده زبان می‌دهم که بگوید از من چه می‌خواهد.
در هماندم همهٔ پدیده‌ها زبان پیدا کردند.
هستی گفت: شرط آن است که آرزو و نیاز خود را به کوتاه‌ترین صورت بیان کنید!
......کوه گفت: من میخ زمینم. همه چیز از من تعادل می‌گیرد. با آتشفشانهایم خشمم را بارز می‌کنم. از اوج و از فراز ابرها به زمین نگاه می‌کنم. و همه برای بیان عظیم‌ترین استواریها از من وام می‌گیرند. مرا چه به نیازمندی؟!
.....انسان گفت:
....... دردم آن است که هنوز، کرامت خویش را نمی‌شناسم، دیگر آن‌که مرا نیازیست که از شوق و حسرت آن، آب می‌شوم و آه می شوم.......
هستی سخن انسان را قطع کرده گفت: قرار بر این بود که در کوتاه‌ترین بیان نیاز خویش را بگویید. اما نیازهای تو بیکران و سخن تو بی‌پایان به‌نظر می‌رسد.
......... گفت: ای انسان! اگر خدا از تو بپرسد که خواسته‌ات چیست چه خواهی گفت:
انسان گفت: امکان سخن گفتن با پروردگار، و ناگاه هستی و کائنات را شوری درگرفت و نیایش در وجود آمد....
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستانهای مقاومتBy Radio Mojahed - رادیو مجاهد