داستانهای مقاومت

داستانهای مقاومت- داستان هفته- تصورات آقای حسابی


Listen Later

آن‌روز آقای حسابی از خواب بلند شده بود و مقابل آینه و روشویی، داشت صورتش را می‌شست و موهایش را شانه می‌کرد، که ناگهان با کمال شگفتی رخسار زنی را به‌جای چهرهٴ مردانه خود در آینه دید! بی‌اختیار مشتش به آینه کوبیده شد و رگ دستش پاره شد......
بعد از آن واقعهٴ عجیب، این پرسش در روزهای بعد یکی دو بار به ذهن آقای حسابی رسید. اما تلاش کرد به آن فکر نکند. این ماجرا بود تا چند روز بعد وقتی در خیابان به سمت بانک می‌رفت از پشت سر صدایی به گوشش خورد ـ ببخشیدخانوم....
راستی چرا این مردها این همه قرن در جامعهٔ بشری با ما زنان به‌سر برده‌اند، اما وضعیت محدود و زندان نفرت‌انگیزی که زنان شبانه روز در آن به‌سر می‌برند را نمی‌توانند حس کنند؟......
تا به خود مردان باشد چنین بیداریی سراغشان نمی آید باید بیدارشان کنیم!.
باید به کابوسی تبدیل شویم....
مدتها بود که حساسیت و وسواس آقای حسابی که حالا ترجیح می‌داد به خودش بگوید آقای ناحسابی، برطرف شده بود. البته تنها گاهی اوقات، از تصویر چهرهٴ مردانهٴ خودش در آینه میگریخت....
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستانهای مقاومتBy Radio Mojahed - رادیو مجاهد