داستانهای مقاومت

داستانهای مقاومت- داستان هفته - از اوج قله


Listen Later

یک عده در کوره راه نزدیک به ته دره بودند. آن پایینها، آرام آرام پیش می‌رفتند. گاه در باریکه‌های راه در شیب دره مجبور می‌شدند به ستون یک و در حالی که دست یکدیگر را می‌گرفتند عبور کنند. باریکه راه در بعضی نقاط گل‌آلود بود و احتمال لیز خوردن زیاد می‌شد. گاه هم از روی تنه صخره بسیار بزرگی می گذشت و عبور از آن با گرفتن طناب و چسبیدن به صخره امکانپذیر می شد. در یکی از این نقاط باریک و خطرناک بالاخره گروه متوقف شد. افراد تک به تک پشت سرهم ایستاده بودند. یک نفر به آرامی انگشتهای خود را به شکافها و برجستگی‌های سنگ گیر می انداخت و با احتیاط روی صخره قدم برمی‌داشت. در همین لحظه بود که پای آن‌که از روی صخره می گذشت لیز خورد و به پایین لغزید. اما کوهنورد قبل از او خود را پشت صخره نگهداشت و طنابی که به کمرش بسته شده بود مانع افتادن دوستش به دره شد.
به این ترتیب گروه پشت صخره گیر کرد. یکی گفت:
اصلا آنطرف صخره را دیده‌اید؟
دیگری گفت:
پس قله‌ای در کار نیست. اینو بگو دیگه!
بگومگو ادامه داشت......
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستانهای مقاومتBy Radio Mojahed - رادیو مجاهد