
Sign up to save your podcasts
Or


Based on Podcast App listening data
در یوتیوب همراهم باشید
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
در یوتیوب تماشا کنید
مارکوس آورلیوسِ رواقی معتقد است مرگ همچون هر رویدادی دیگری در طبیعت طبیعیست، در طبیعت شری وجود ندارد و ترس از مرگ بیمورد است. در این قسمت در موردِ رواقی مردن، و هنر و زیبایی از منظر رواقیان خواهم گفت و در آخر کلاه نقد به سر میگذاریم و برخی از آرایِ رواقی را بازبینی میکنیم.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
امیر لطیفی در یوتویب
چه شباهتی میانِ یونانیانِ قرنِ چهارمِ پیش از میلاد و ایرانیانِ این روزها باعث شده که هر دو از سبکِ زندگیِ رواقی استقبال کنند؟ امپراتورِ رواقی، مارکوس آورلیوس، که بود و در "تأملات" چه گفت؟ جهانوطنی زیستن چه مختصاتی دارد و متضمنِ چه نوع اخلاقی است؟ اینها مهمترین پرسشهایِ اولین قسمت از فصلِ سومِ دیدن هستند، فصلِ یونانیمآبی. این قسمت اولین قسمت از دوگانهایست که به رواقیگری اختصاص دارد.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
امیر لطیفی در یوتویب
در قسمت پایانیِ سهگانهی ارسطو به فلسفهی سیاست و هنرِ ارسطو میپردازم. از انسانِ سیاسی، غایتِ جامعه، حکومتِ ایدهآل و جایگاهِ هنر و تراژدی در فلسفهی ارسطو خواهم گفت. همچنین از دو نوع رویکرد به فلسفه: رویکردِ سطحی و رویکردِ ثمربخش، حرف خواهم زد.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
امیر لطیفی در یوتویب
ارسطو گفت: "انسان حیوان ناطق است." یعنی حیوانِ دارای لوگوس است، حیوانِ اندیشنده. امّا انسان افزونِ بر قوهی تفکر جسم و عواطف هم دارد. پس ائودایمونیا یا سعادتش در گروی توجه به هر دو از طریقِ پرورشِ جسم و تربیتِ نفس است. به باورِ ارسطو سعادت مقصد نیست بلکه نحوی زیستن است، زیستِ فضیلتمدانه. برخلافِ انسان خدای ارسطو اندیشهی مطلق است. خدا به خود میاندیشد و عشق او افلاک را به حرکت درمیآورد.
این دوّمین قسمت از سهگانهی ارسطو است.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
از دیدن در حامیباش حمایت کنید.
در یوتویب تماشا کنید
ارسطو باور داشت چیزها برای بودن و شناخته شدن تنها به صورت و ماده نیاز دارند، نه مثالهایی در آسمان. او برای هر برهانی سرآغازی متصور بود و اصلی را تبیین کرد که نفیِ آن متناقضترین عملِ قابلِ تصور است. ارسطو در کتابِ متافیزیکِ به بنیادهای طبیعت پرداخت. از "جوهر" و "وجود" گفت و در هر شیئی چهار علّت را شناسایی کرد. او بزرگترین شاگردِ و جدیترین منتقدِ افلاطون است. فلسفه که با نظریاتِ افلاطون به آسمانها رفته بود، با ایدهی صورت-مادهی ارسطو به زمین بازگشت.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
در یوتویب تماشا کنید
افلاطون به دو جهان باور دارد، یکی همین که در آن ساکن هستیم، جهانِ شدن و تغییر، و دیگری جهانِ ازلی-ابدیِ و نامتغیرِ مُثُل. هر چیزی، از انسان و جانوار گرفته تا گیاه و اشیای بیجان، در عالمِ مُثُل، مثالی جاودان دارد. کارِ فیلسوف شناسائی این مثالهاست، برخلافِ انسانها که تمامِ عمر گویی در غاری سرگرمِ تماشای سایهها هستند. مثالهای افلاطون معقولاند و غیر محسوس و بینقص و نمیتوانند منشأ شر باشند. شر آفت چیزهای مادی است.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
در یوتویب تماشا کنید
افلاطون آشناترین نام در دنیای فلسفهست. وایتهد، فیلسوف و ریاضیدانِ قرن نوزدهمی، میگوید فلسفهی غرب جز حاشیهای نیست بر فلسفهی افلاطون. بعد از گذشتِ قرنها همچنان بعید است در عرصهی فلسفه به موضوعی بربخورید که افلاطون به نحوی به آن نپرداخته باشد. نه فقط فلسفه، ردِ ایدههای افلاطون را به سادگی میتوان در ادیانِ و گرایشهای عرفانی مختلف هم یافت. در این قسمت از جمله به افلاطونِ در سایهی سقراط، افلاطونِ در کمال و عدالت در فلسفه و آرمانشهرِ افلاطونی خواهیم پرداخت.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
در یوتویب تماشا کنید
سقراط همهی عمر در کوچههای آتن قدم زد، و با مردم در موردِ عدالت، خوبی، خویشتنداری، دینداری، شجاعت، دوستی، و عشق گفتوگو کرد. هدفِ سقراط دستیابی به فضیلت و روشِ او دیالکتیک بود. سقراط سیاستمدارن، شاعران و اهالیِ فن را به پرسش گرفت. عاقبت آتن پرسشگریِ سقراط را برنتافت و او را به مرگ محکوم کرد.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
در یوتویب تماشا کنید
اوّلین قسمت از دومین فصلِ دیدن اختصاص دارد به سوفسطائیان. «انسان معیار همه چیز است»— این شعارِ سوفسطائیان بود و حاصلِ «شکِ سوفسطائی» به تواناییِ انسان در به سرانجام رساندنِ پروژهی پیشاسقراطیِان برای کشفِ رازِ جهان. سوفسطائیان آموزگاران فنِ سخنوری، نخستین زبانشناسان و نخستین روانکاوان بودند. با این حال سوفسطائیگری تا همین اواخر چیزی شبیه یک دشنامِ فلسفی بود. سقراط و افلاطون بزرگترین دشمنانِ سوفسطائیگری بودند. از نشانههای بدنامیِ این متفکران اینکه «سفسطهگری» و «سوفسطائیگری» همریشهاند.
از دیدن حمایت کنید:
حامیباش | Patreon
دیدن را دنبال کنید:
اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
From the publisher's feed
در یوتویب تماشا کنید
https://www.youtube.com/@amirlatifim

10,057 Listeners

7,900 Listeners

2,058 Listeners

1,065 Listeners

523 Listeners

247 Listeners

277 Listeners

148 Listeners

48 Listeners

407 Listeners

2,136 Listeners

195 Listeners