«از زمان بچگی و تحصیل در مدرسه روستایی، تحت تعلیم اوستا و انجام فرایض آیین زرتشتی قرار گرفتم. آموختههای خود را طوطیوار تکرار میکردم و مادرم مراقب بود که آنها را به طور منظم بخوانم. هرچند اصول دین را طوطیوار و بدون درک معانی آن حفظ میکردیم، اما از همان کودکی به خدا اعتقاد داشتم. چند سال بعد که به مدرسه آمریکایی در تهران رفتم و به ناگزیر در کلاسهای دینی مدرسه شرکت کردم، کمکم روح معصومم تحتتاثیر تعالیم جدید قرار گرفت. در نتیجه، با این که پس از ترک مدرسه مدتی در بمبئی و کرمان بودم، پس از ورود کشیش انگلیسی «کاری» به کرمان، در مراسم عشاءربانی روزهای یکشنبه حضور مییافتم. در آن زمان مسیحی دوآتشهای شده بودم. در یکی از روزهای یکشنبه که شماری از روحانیان مسلمان برای دیدن عشاءربانی آمده بودند، پس از انجام مراسم، با یکی از آنان که خود را شیخیحیی معرفی کرد و منسوب به خانواده حاجابوجعفر ملا بود، به گفتوگو پرداختم. او متوجه شد که من به علت علاقه شدید به موعظههای مسیح، اطلاعات ناچیزی درباره دین زرتشتی دارم. حاجابوجعفر توصیه کرد که بهتر است پیرو مذهب زرتشتی خود باشم و سپس افزود که حاضر است تا در صورت تمایل به فراگرفتن مناسک زرتشتی، به من کمک کند. حرفهای او به شدت مرا تکان داد و در واقع باید بگویم کاملا منقلب شدم. بعدها همین شیخیحیی، چند دوره به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شد. چندین روز در فکر حرفهای شیخ بودم. من باید کدام یک از ادیان موجود را انتخاب کنم؟ شبی که برای دریافت پاسخ به خدا متوسل شده بودم به خواب رفتم. در عالم خواب دو رویای متفاوت دیدم: اول خواب دیدم که آب تمام دنیا را فراگرفته است و من روی آب شناورم و در آن فرو نمیروم. بعد خواب دیدم که خانهام آتش گرفته و شعلههای آن از سقف گذشته، اما به هیچچیز آسیب نمیرسد. خودم را دیدم که با لباسی سرتا پا سفید در وسط آتش زانو زده و به رسم زرتشتیان مشغول خواندن اوستا هستم. صبح روز بعد خوابم را برای همسرم فیروزه تعریف کردم و از او خواستم که سدره و کشتی مرا بیاورد. پس از حمام، سدره را به تن کردم و کشتی را به دور کمر بستم.»
آنچه ابتدای این اپیزود شنیدید، جملات کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتی چند دوره از مجلس شورای ملی، در کتاب خاطرات زندگیاش بود. او در صفحات اول کتاب سرگذشت خود توضیح میدهد که چگونه تحتتاثیر کشیشهای مسیحی در مدرسه آمریکایی کرمان، علیرغم تبار زرتشتی خود، به مسیحیت دلبسته بود اما یک شیخ مسلمان او را به دین نیاکان خود تشویق کرد.
در اپیزود قبل تا حدودی با کلانروندهایی آشنا شدیم که موجب بهحاشیهرفتن زرتشتیان در ایران و غلبه آیین اسلام با شعبات مختلف خودش شد. اما در اپیزود هفتم پادکست دیگرینامه ، به نقش موسسات دینی در هدایت مردم به در پیشگرفتن سبک خاصی از زندگی خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید
اینستاگرام گفتوشنود
http://Instagram.com/dialogue1402
کانال تلگرام گفتوشنود
https://t.me/Dialogue1402
#دیگری #پادکست