ادبیات کودکان

غنچه گل سرخ- سوپراسکوپ شماره ۷


Listen Later

یکی بود و یکی نبود، در زمان قدیم حاکم جوانی با همسر زیبایش زندگی می‌کرد، آند و یکدیگر را خیلی دوست داشتند ولی متأسفانه هیچ‌گاه بچه‌دار نمی‌شدند، خیلی دل‌تنگ بودند و رنج می‌بردند جون آرزو داشتند بچه‌ای از خودشان داشته باشند.

همسر حاکم هرروز در جنگل کنار آبشار قدم می‌زد و آرزوی بچه‌ای داشت، روزی یک ماهی کوچولو سرش را از آب بیرون آورد و به او

« بانوی زیبا ... مژده ... دعای تو مستجاب شدت و به‌زودی مادر خواهی شد و یک دختر کوچولو و زیبا به دنیاخواهی آورد» اوه متشکرم ... قزل‌آلای کوچک عزیز، از سخنان شیرین و قشنگ تو تشکر می‌کنم.


کاری از سازمان انتشار مجموعه داستان‌های ناطق

شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ

مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان

با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

ادبیات کودکانBy koodaki

  • 4.9
  • 4.9
  • 4.9
  • 4.9
  • 4.9

4.9

7 ratings