یک داستان فانتزی از ترکیب اتفاقات روزمره در محیط های کاری و افسانه غول چراغ جادو . . . . . .
یه روز مسؤول فروش، منشی دفترو مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند. یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و غول چراغ ظاهر میشه. میتونید به بقیه داستان گوش کنید