زیستن با ادبیات

حکایت تقدیر مرد جنگجو | بوستان سعدی


Listen Later

مرا در سپاهان یکی یار بود

که جنگاور و شوخ و عیار بود

 

مدامش به خون دست و خنجر خضاب

بر آتشْ دل‌ِ خصم از او چون کباب

 

ندیدمش روزی که ترکش نبست

ز پولاد پیکانش آتش نجَست

 

دلاور به سرپنجهٔ گاوزور

ز هولش به شیران در افتاده شور

 

به دعوی چنان ناوک انداختی

که عذرا به هر یک یک انداختی

 

چنان خار در گل ندیدم که رفت

که پیکان او در سپرهای جفت

 

نزد تارک جنگجویی به خشت

که خود و سرش را نه در هم سرشت

 

چو گنجشک روز ملخ در نبرد

به کشتن چه گنجشک پیشش چه مرد

صفحه ما در یوتیوب:

https://www.youtube.com/@ajkakaei

روش های حمایت مالی:

 

حمایت ریالی:

شمار کارت

6396071250228020

شبا

IR580580320171301262272001

به نام مسعود امجدیان

 

حمایت ارزی:

https://patreon.com/ZistanBaAdabiat

 

جهت تبلیغات و اسپانسرینگ به آدرس زیر ایمیل بزنید:

[email protected]

See omnystudio.com/listener for privacy information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

زیستن با ادبیاتBy زیستن با ادبیات