
Sign up to save your podcasts
Or


فصل اول/اجتماع
«از یه جایی مردن ما خیلی عادی شد، یادمه همیشه بهم میگفتن جوون مرگش نباشه از اون جایی که جوونای خونه مرگشون اومد دیگه هیچ مرگی اندازه قبلیا تلخ نشد دیگه هیچ غمی اندازه قبلیا سنگین نشد و به طبع مام دیگه مثل قدیم ناراحت نشدیم.
راستشو بخواید بدم نشدا من که راضیم چی بود بابا همش لباس سیاه و اشک و زاری و مکافات بعدش.»
از متن این قسمت
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
By Mahdi Aqasiفصل اول/اجتماع
«از یه جایی مردن ما خیلی عادی شد، یادمه همیشه بهم میگفتن جوون مرگش نباشه از اون جایی که جوونای خونه مرگشون اومد دیگه هیچ مرگی اندازه قبلیا تلخ نشد دیگه هیچ غمی اندازه قبلیا سنگین نشد و به طبع مام دیگه مثل قدیم ناراحت نشدیم.
راستشو بخواید بدم نشدا من که راضیم چی بود بابا همش لباس سیاه و اشک و زاری و مکافات بعدش.»
از متن این قسمت
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.