نقل خاطره شعرخوانی با علی اسداللهی عزیز و غزل خرما. شعر و صدای سبحان گنجی.
با لطف به پای ثابت غم، خرما
بگذار کنار میم ِماتم خرما
اینطور نخواه هر چه را با هر چه
اینطور نشو که هم خدا هم خرما
سوغاتی چشم تو: عسل. قم: سوهان
زنجان: چاقو. نجف: کفن. بم: خرما
آبانِ لبت جعبهی پُر خرمالو
مردادِ لبم کارتنِ کم خرما
تصویرِ درختِ لُخت، دستی عریان
سردرگمیِ حضرت مریم، خرما
بر خاتم انبیا محمّد صلوات
بر محور چسبناک عالم... -خرما!؟
مرسی. من از این میوه بدم میآید
میوه نه... همین... چیز... بگو... خَـ..م؟! خرما
مرحوم همیشه پایهی شادی بود
هرچند به پای ثابت غم، خرما...×