ققنوس

اکسیر


Listen Later

.
اکسیر
.
.
بنام زندگی بر رَخش نشستیم
هزاران چهره از یک سرگذشتیم
میان این تلاطم‌های توفان
چو نوحیم ما که بر کشتی نشستیم
شراره با من و تو همسفر شد
یکی زان سوخت‌، دیگر پخته‌تر شد
یکی ترسید، خزید در غار سایه
یکی با شوق بی‌حد شعله‌ور شد
یکی، عشق را پلی دید بی‌کرانه
یکی درد دید و بغض‌های شبانه
یکی در خلسه‌هایش غوطه‌ور شد
یکی برخاست به آغوش ترانه
یکی ذهنش برایش یک قفس ساخت
یکی با ذهن، ابزار و رَسن ساخت
یکی با خود حدیث کهنه دارد
یکی هم داستان را تازه‌تر ساخت
یکی در خود چراغ و خانه دارد
یکی راه فرار از خود بِکاوَد
یکی سرگشته‌ در صحرای بی‌آب
یکی آب حیات از خود برآرَد
یکی می‌کوبد از نو هر دری را
یکی در خود خِرد را کرده معیار
یکی آمد که نوری با خود آورد
یکی، هر سو، به هر جا، در تمنا
یکی زخم‌های کهنه می‌‌شمارد
یکی دردمند، ولی درمان بخواهد
یکی سرگرم جمع توشه‌ی راه
یکی امروز را فردا بداند
یکی اهلی شده، دل دست یار است
یکی شاخه‌به‌شاخه در گذار است
یکی خو کرده با وهم و خیال‌ها
یکی هم خسته شد، کارش تمام است
همه جمعیم در این میدانِ رقصان
جهانی واحد و دنیا هزاران
همه چشمه درون سینه داریم
ز ما شادان شود، گاهی هراسان
پر از عشقیم، پر از شوریم و احساس
تفاوت بین ما در انتخاب‌هاست
بدن‌ها گر صدف، دریا اگر عمر
برای دُرّ شدن دریا مهیاست
.
..... وحید قاضی‌نور ...
Vahid GhaziNour
۹ اسفندماه ۱۳۹۹
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

ققنوسBy vAHiD GhaziNour