«هر انسانی ترکیبی است از جایی که در آن چشم گشوده، خانهای که در آن راه رفتن آموخته، بازیهای کودکی، افسانههای شنیده، مدرسه کودکی، شاعرانی که خوانده و خدایی که به وی ایمان یافته است.»
لبه تیغ روایتی است از تجربه جستوجوی لاری، جوانی که در طول جنگ و پس از آن در پی معنای زندگی است. لاری به زندگی مألوف پشت پا میزند و به گونهای پیروزی و رستگاری، در برابر جویندگان مال و جاه و مقام، دست مییابد.