مادرانه ناشكفته جان سپرد باغ شادیام فسرد آه از اين غروب غم كو جگرگوشهام خندههای ناز او نام دلنواز او ناگهان به خون تپيد شد خموش ساز او آزادی رويای او بود بر آن همی پافشرد ميدانم ياران او بیشمارند و بیباك و گرد ناشكفته جان سپرد...
مادرانه ناشكفته جان سپرد باغ شادیام فسرد آه از اين غروب غم كو جگرگوشهام خندههای ناز او نام دلنواز او ناگهان به خون تپيد شد خموش ساز او آزادی رويای او بود بر آن همی پافشرد ميدانم ياران او بیشمارند و بیباك و گرد ناشكفته جان سپرد...