زمزمه ادبی

مهمانی -1


Listen Later

کارال داشت برای رفتن به عروسی یکی از دوستانش آماده می‌شد، بعد از اینکه صورتش را آرایش كرد، كيف و پاكت هديه را برداشت و از خانه بيرون زد. کارال بعد از چند لحظه گشت و گذار توجه خودش را متوجه اشخاصي كرد كه دور ميز نشسته بودند. جوانی که تقریبا روبروی او نشسته بود در همان لحظه ای که کارال نگاهش را متوجه او کرد، سرش را به سمت او چرخاند...

نویسنده: فرنگیس آریان پور

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

زمزمه ادبیBy Farangis Aryanpur