
Sign up to save your podcasts
Or


کارال داشت برای رفتن به عروسی یکی از دوستانش آماده میشد، بعد از اینکه صورتش را آرایش كرد، كيف و پاكت هديه را برداشت و از خانه بيرون زد. کارال بعد از چند لحظه گشت و گذار توجه خودش را متوجه اشخاصي كرد كه دور ميز نشسته بودند. جوانی که تقریبا روبروی او نشسته بود در همان لحظه ای که کارال نگاهش را متوجه او کرد، سرش را به سمت او چرخاند...
نویسنده: فرنگیس آریان پور
By Farangis Aryanpurکارال داشت برای رفتن به عروسی یکی از دوستانش آماده میشد، بعد از اینکه صورتش را آرایش كرد، كيف و پاكت هديه را برداشت و از خانه بيرون زد. کارال بعد از چند لحظه گشت و گذار توجه خودش را متوجه اشخاصي كرد كه دور ميز نشسته بودند. جوانی که تقریبا روبروی او نشسته بود در همان لحظه ای که کارال نگاهش را متوجه او کرد، سرش را به سمت او چرخاند...
نویسنده: فرنگیس آریان پور