ققنوس

مخدر


Listen Later

.
مخدّر
.
.
منم صد حرفِ هجو دارم،
هزاران شعر فرسوده،
کز آن کهنه‌شراب شَرّ،
منم جامی بدست دارم.
همو می‌گفت‌: جهان، از توست،
بمیران وُ بسوزان وُ خِلافت کن.
رَمه، دام وُ وحوش، دون‌اند وُ انسان‌ها.
تویی اشرف، تویی برحق. تویی محبوبِ آسمان‌ها.
هُبوط‌کردی‌که‌برگردی. حیاط خلوتت اینجاست.
حیاتِ دیگران هم، تحفه‌ایی‌ست بر تو. مبارک‌باد.
بِکوش تا سیر وُ پُر باشی وُ انکار کن.
بخور از گوشت وُ خوناب‌ها وُ حاشا کن.
تویی، تو، شُهره‌ی فاضل! که عقلی بی‌خِلل داری.
مگو جرم وُ گناهَ‌ست این، حلالت گفته است آقا، وَ می‌بخشد، بِه ْ از اینها.
.
ولیکن دیر فهمیدم،
که زهر بود آنچه من، دُردانه، می‌دیدم.
گذشت ایام و سَر شد دوره‌ی رُستن.
شدم‌‌‌ من، با منِ تنهایِ سرگردانِ خودخواهِ خودم، تنها.
.
مرا هم کودکی بود دیرزمانی، در تنم شیدا.
مرا هم روحَکی بود در دلم مشتاق رویاهای وصلت‌دارِ بی‌تکرار.
ولی ترسید زان من، در شب معراج شهوت‌های بی‌پایان.
گذشت آن موسمِ حَی، کودکم افسرد وُ پرپر شد.
وَ من ماندم، میان یک‌سبد ای‌کاش وُ زنهارها.
وَ ماندم پشت دیوارهای ناپیدای ناهموار.
که ای‌کاش جای آن من، آن منِ مغرور،
کودکم‌ امروزها آقای میدان بود.
.
مستی از الکل را،
می‌چشی، آسان است.
هیچ‌هم یادت هست، مستیِ آدم را؟،
مستی از بودن‌ها؟،
مستی از آگاهی؟،
مستیِ عاشق را؟
.
کودکت، ترسیده.
کودکی‌ست رنجیده.
روحکی‌ بازیگوش،
که فرای منِ ماست.
ندهی اِذن ولایت بر او،
کودکت خواهد رفت.
آرزو خواهد ماند،
وَ هزاران‌ افسوس،
که هزاران، امّاست.؛...
.
............................. ... وحید قاضی‌نور ...
... Vahid GhaziNour ...
۸ آبان‌ماه ۱۴۰۰
https://www.instagram.com/p/CVoJjjvqnsQ/?utm_medium=share_sheet
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

ققنوسBy vAHiD GhaziNour