
Sign up to save your podcasts
Or


پادکست دانشگاه من | دانشگاه امام جواد (ع)
اپیزود هشتم | اروند
متن و صدا: مریم جمنیا | دانشجوی کارشناسی مشاوره دانشگاه امام جواد (ع)
Instagram:@Jamnia.mrm
https://t.me/jamnia2004
اروند
دلم برای روزهای خرمشهر تنگ شده است
برای همان روزهایی که با بادبادکم میان کوچههای سبز و تازهی شهرمان قدم میزدم
یا برای آن سبد سبزیایی که مادر روی سر داشت و پیش عمه نصرتم میرفت تا باهم از قامت بلند بالای من صحبت کند که همسری رعنا برای من انتخاب کنند
دِ مادر من
قربون آن دو چشمان سورمه کشیدهات بشوم
من هنوز ان چنان که شما فکر میکند بزرگ نشدهام که لا ب لای نعنا پاک کردنتان از رعنا حرف میزند
عمه نصرت ریز ریز میخندید
میگفت حیف است بخدا پسر به این خوش قامتی را راهی خانهی بخت کنیم
سالها گذشت
حالا همه در یک صف با قامت بلندمان و همان سربند یا زهرا به سمت رعنای الهی میرفتیم
دیگر خبری از بادبادکم نبود
تفنگ در دست داشتم
و میجنگیدم
نمیدانم چه شد فقط به یاد دارم
کودکی برای بادبادکش که روی آب شناور بود تقلا میکرد تا آن را به دست بیاورد
اما وقتی لباس غواصی بر تن کردم تا بادبادک قرمز رنگرا برای کودک بیاورم
رنگ سرخ قلبم که رعنایی در آن بود در تمامی آب پخش شد
و سربند یا زهرایم کفن مظهر پاکم شد
مرا بخوانید من همان کودکیام که به دنبال بادبادک رعنایم در زیر اب رفتم
و از من فقط یادی در اب باقی مانده است...
اینجا تحصیل به زندگی نزدیک تر است.
www.iju.ir
instagram: imamjavaduni
09135247261 روابط عمومی دانشگاه امام جواد (ع)
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
By My ijuپادکست دانشگاه من | دانشگاه امام جواد (ع)
اپیزود هشتم | اروند
متن و صدا: مریم جمنیا | دانشجوی کارشناسی مشاوره دانشگاه امام جواد (ع)
Instagram:@Jamnia.mrm
https://t.me/jamnia2004
اروند
دلم برای روزهای خرمشهر تنگ شده است
برای همان روزهایی که با بادبادکم میان کوچههای سبز و تازهی شهرمان قدم میزدم
یا برای آن سبد سبزیایی که مادر روی سر داشت و پیش عمه نصرتم میرفت تا باهم از قامت بلند بالای من صحبت کند که همسری رعنا برای من انتخاب کنند
دِ مادر من
قربون آن دو چشمان سورمه کشیدهات بشوم
من هنوز ان چنان که شما فکر میکند بزرگ نشدهام که لا ب لای نعنا پاک کردنتان از رعنا حرف میزند
عمه نصرت ریز ریز میخندید
میگفت حیف است بخدا پسر به این خوش قامتی را راهی خانهی بخت کنیم
سالها گذشت
حالا همه در یک صف با قامت بلندمان و همان سربند یا زهرا به سمت رعنای الهی میرفتیم
دیگر خبری از بادبادکم نبود
تفنگ در دست داشتم
و میجنگیدم
نمیدانم چه شد فقط به یاد دارم
کودکی برای بادبادکش که روی آب شناور بود تقلا میکرد تا آن را به دست بیاورد
اما وقتی لباس غواصی بر تن کردم تا بادبادک قرمز رنگرا برای کودک بیاورم
رنگ سرخ قلبم که رعنایی در آن بود در تمامی آب پخش شد
و سربند یا زهرایم کفن مظهر پاکم شد
مرا بخوانید من همان کودکیام که به دنبال بادبادک رعنایم در زیر اب رفتم
و از من فقط یادی در اب باقی مانده است...
اینجا تحصیل به زندگی نزدیک تر است.
www.iju.ir
instagram: imamjavaduni
09135247261 روابط عمومی دانشگاه امام جواد (ع)
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.