زمزمه ادبی

نگاه


Listen Later

از پشت پنجره اتاق هتل، خيابان در آن پايين دنياي ديگري به نظر مي آمد. دنيايي كه هم مرا فراري مي‌داد و هم بسوي خود مي‌كشاند. هم چنگالهايش را بسويم دراز كرده بود و هم درهايش را برويم مي‌بست. دو روز بود كه به هنگ كنگ آمده بودم و دو روز بود كه در اين هتل زيبا ساكن شده بودم، دو روز بود كه حتي يك دقيقه هم از اتاقم خارج نشده بودم.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

زمزمه ادبیBy Farangis Aryanpur