.
نشانی
.
.
ما وارث این شهرک پرحادثه هستیم
هستیم، ولی در قدح خاک نشستیم
صد خاطره با ماست، تاریخ گرانبار
بر گِردِ زمینیم، در سینهی اسرار
تا خویش ببینیم، تا بسط بیابیم
با یار نشینیم، با عشق بمانیم
.
کجایم من؟ میان سایهها
کههستمچیستم؟ زائری، اندر حجاب
وز کجایم؟ از ورای این جهان
راه من چیست؟ کودکیکن تا فراز
خانهام کو؟ پیچ و تاب زلف یار
یار من کو؟ تا شدی آدم، رسد حوا
مقصدم چیست؟ خود، تویی مقصود راه
کیستیتوچیستی؟ نَک نیابی این جواب
مرا پندی بده، هان مدد گیر از جهان
.
به راه افتادم و رقصان
به سمت کوی شهر "ما"
پر از عشقم، پر از امید
خِرَد کشتی، دلم سکان
.
من و سایه، من و چشمهای همسایه
من و دلبر، من و سازی به نام تن
من و معشوق، من و پایان یک آشوب
من و بوسه، من و جوشیدن کوزه
من و پرواز، من و فوارهی آغاز
من و صافی، من و راهی به آزادی
من و پویش، من و کوشیدن و رویش
من و یارم، کنار هم به فردایم
...
........ وحید قاضینور ...
Vahid GhaziNour
۵ فروردینماه ۱۴۰۰