
Sign up to save your podcasts
Or


بعضی آدما یه موضوعی رو دقیق دنبال میکنن و توی همون حیطه متخصص میشن، فعالیت میکنن، دوست پیدا میکنن و هر بُعدی از زندگیشون مرتبط با همون زمینه ست
اما بعضیها نه، کوله شون رو برمیدارن و به هر حیطه ای سر میزنن و تجربه میکنن ، مشاهده میکنن و یه تیکه ای از هر تجربه رو توی کولهشون میندازن و به مسیرشون با یه منش کشف کننده ادامه میدن.
شما جزء کدوم گروهید؟ تاحالا بهش فکر کردید؟
ما توی این اپیزود درمورد این صحبت کردیم که چقدر قصه و روایت از تجربیاتمون داریم که برای ادمای دیگه تعریف کنیم؟ چقدر برای خودمون علاقمندی و سلیقه داریم که بتونیم توی گفتگوهامون خودمون رو بیان کنیم؟
چی میشه که آدم بیمزهای میشیم؟
در ادامه درمورد این صحبت کردیم که وقتی ما هویتی رو برای خودمون تعریف میکنیم و اونو با خودمون توی روابطمون میبریم، میتونیم ویژگیها و تجربیات مختلف رو مشاهده کنیم و اونهایی که باهامون هماهنگه رو برداریم
اما وقتی هویت ما هربار در ارتباطمون متناسب با طرف مقابل تعریف میشه ما هربار تغییر رنگ میدیم و نمیدونیم واقعا کی هستیم!
بین گفتگوی ما در این اپیزود تکههایی از مصاحبه عباس کیارستمی رو میشنویم و در آخر باهم آهنگ موج دریازده رو میشنویم با صدای اسحاق انور.
---------------------------------
برای حمایت از این پادکست میتونید دونیت کنید. +++
پیوستن به کانال تلگرام +++
این اپیزود با یه سوال شروع شد؛ چرا باهم حرف میزنیم؟
ما اغلب به “نگفتن” تشویق میشیم تا “گفتن”. شاید از ترس اینکه شرم رو تجربه کنیم، نمیگیم.
ما در “فضای سوم” جنبه ای از خودمون رو تجربه میکنیم که در فضای اول و دوم یعنی محل زندگی و محل کار شاید فرصت دیدنش رو نداشته باشیم
فضای سوم جاییه که با نقش شغلی، خانوادگی یا القاب و سمتها دیده نمیشیم بلکه این شانس رو داریم که خودمون رو بروز بدیم و ببینیم فارغ از هر مسئولیت و نقش اجتماعی حال خودمون چطوره؟
در ادامه درمورد بودنِ امن و گفتگویانه برای دیگران صحبت کردیم
ما گاهی نیاز داریم در یک جمعی احساسات درونیمون رو وسط بذاریم نه لزوماً برای اینکه جوابی بگیریم برای اینکه شنیده و درک بشیم و بتونیم خودمون رو در آینه ی دیگران ببینیم.
در آخر امیدواریم به بهونه ی شنیدن این پادکست به “فضای سوم” تو زندگیتون بیشتر دقت کنید و اگر ندارید حتماً برای خودتون ایجادش کنید
این اپیزود با خاطره خریدن اولین ضبط صوت شروع شد و در ادامه رفتیم سراغ این دغدغه که چرا بعضی آدمای بزرگ و تاثیرگذار اونطور که باید شناخته شده نیستن و وقتی از بین ما میرن تازه افراد حضورشون رو حس میکنن؟
باهم آهنگ سپیدهدم از آلبوم سایههای خورشید احمد پژمان رو گوش دادیم و ذهنمون رو بردیم به جایی که دور از محدوده منطق، خیال کنه و بره به جایی که آهنگ اونو هدایت میکنه.
از حس و حالی که موقع گوش دادن به موسیقی پیدا میکنیم، گفتیم و درمورد این صحبت کردیم که هر اثری که خلق میشه حرفیه که خالق اثر سعی داره به شیوهای اونو بیان کنه و فضاهای خالی، مجالی برای تخیل و برداشت آزاد مخاطبه؛ اثری که به شکلی مشارکتی بین خالق اثر و مخاطب تجربهای متفاوت به وجود میاره.
تقلا برای پر کردن جاهای خالی و سکوتها تمرکز رو از روی چیزی که میخوایم گفته و شنیده بشه برمیداره.
فاصله بین متنها و سکوت بین صداهاست که باعث بروز اتفاق میشه.
علاوه بر اینا گفتیم که شیوه بیان احساسات و هیجانات میتونه کلامی نباشه و آمیختگی اون با هنر شاید حق مطلب رو در بروز اون احساسات عمیق بیشتر ادا کنه.
در نهایت به سکوتها و جاهای خالی اهمیت بیشتری بدیم چون جاهای خالی توی زندگی به اندازه جاهای پر مهم و اثرگذارن.
-----
وبسایت +++
کانال تلگرام +++
در این اپیزود با مرور بازخوردهای مخاطبین شروع کردیم و از آنجا رسیدیم به فضای ادب و احترام افراطی بعضی افراد، که حتی اگر مشکلی باهاشون داشته باشیم ممکنه رودربایستیها اجازه ی شفافیت بهمون نده و صمیمیت رو باهاشون ممکنه تجربه نکنیم.
بعد رسیدیم به موضوع نقد و نقدپذیری و زخم زدن با نقد. حتی اعتراف کردیم که از نقد ناراحت میشیم و در بارهاش مفصل گپ زدیم. شاید اینجا مهمترین نکتهمون این بود که زبان نقد دعوتگرانه نیست. به تغییر دعوت نمیکنه بلکه باعث پوشیدن زرههای دفاعی میشه.
از تمایزخواهیها و تمایل به متفاوت بودنمون گفتیم:
امیر از خاطرات مهدکودکاش گفت. (واقعا مهد کودک رفته) و یک جمله نغز با شیر و شعر. (ببینید میتونید پیداش کنید؟)
مهتا از علاقه به موتورسواری گفت. (سوال: مهتا موتور چه رنگی میخواد؟)
و درباره ریسکهایی که متفاوت بودن و خارج از عرف رفتن میتونه داشته باشه صحبت کردیم.
از ژاک لاکان و ژیل دولوز و نسیم نیکلاس طالب یاد کردیم و در نهایت درباره مسیرهای تعریف شده و تجربهگرایی در زندگی حرف زدیم.
خلاصه اگر اهل زدن به جادهخاکی هستید یا هیچوقت به جاده خاکی نزدید این اپیزود برای شماست.
امیدواریم از این اپیزود خوشتون بیاد و لطفا با دوستانتون به اشتراک بگذارید.
-----------------------------------
وبسایت +++
کانال تلگرام +++
مهتا از یک صحنهی خیلی ساده شروع کرد؛ لحظهای که منتظر کسی بود و چشمش به آدمهایی افتاد که از کنارش میگذشتند. نه فقط آدمها، که حالوهوای فضا را دید؛ صدای قدمها، نور، سکوت، و آن حسِ رهاشدگی که گاهی در میان روزمرگی پیدا میشود.
از این روایت کوچک، گفتوگو شکل گرفت. رفتیم سراغ جبر و اختیار؛ اینکه چرا بعضی موقعیتها را وقتی انتخاب میکنیم شیرینترند و وقتی مجبوریم، حتی بهترینشان تلخ میشود. حرف زدیم از اینکه شاید بیشتر مردم صبح که از خواب بیدار میشوند قصد خراب کردن زندگی کسی را ندارند، و چطور پیشفرض نیکخواهانه میتواند راهی برای ساختن اتمسفر اعتماد باشد. تمرینی خیالی کردیم: خانهای را وسط جنگل تصور کن… و ببین اگر آنجا تنها زندگی کنی، چه چیزهایی روزهای تو را تعریف میکند؟
اینجا به «اتمسفر» رابطه رسیده بودیم؛ اینکه انگار هر آدمی، اطرافش اتمسفری دارد. برای بعضیها آلوده است و برای بعضیها شفاف و پر اکسیژن. اینکه ما در ساخت چه اتمسفری مشارکت میکنیم؟
اگر دوست داری با ما از یک لحظهی ساده به دنیای پرکشف رابطهها، انتخابها و فضاها سفر کنی، این اپیزود را بشنو.
آهنگها:
موسیقی ابتدایی: ترانه شاعر - گلسا و محمد موسوی
موسیقی پایانی: بعضی وقتها - کیوسک
دریافت دوره ویدئویی مسترکلاس گفتوگو
++++++++++++++++++++++++++
دریافت کتابچه عبور از رنجهای بیننسلی
به پادکست بداهه خوش اومدید
گفتگوهای ما از پیش طراحی شده نیستن، ما فکر میکنیم خیلی چیزا وقتی گفته میشن که از قبل براشون برنامه ریزی نکردیم.
گفتگو در هر اپیزود جریان خودش رو خودش پیدا میکنه و میره به جایی که باید.
در این اپیزود من (امیر مهرانی) با مهتا قرباننیا درمورد موضوعات مختلفی صحبت کردیم اینکه:
- چی میشد اگر بچهها به دنیا میومدن و زندگی میکردن و با توجه به شخصیت یا موقعیتشون اسمشون رو خودشون انتخاب میکردن؟
- عضویت و دستهبندی به ما امکان پیشبینی و کنترل موقعیت رو میده، آیا همه چیز رو میشه پیشبینی کرد؟
- قدم زدن توی مه، تلاش برای تشخیص مسیره نه تلاش برای حذف مه. ما معمولاً تو این مواقع چیکار میکنیم؟
- برچسب زدن روی آدمها و تقسیمبندی اونها چطور جهانشون رو تحت تاثیر قرار میده؟
- روایت ما و تعریف متفاوتمون از مسئله چه تاثیری روی قضاوتمون نسبت به نتیجهگیری داره؟
در نهایت باهم از بمرانی گوش میدیم احتمالاً احتمالاً قهرمانی در کار نیست …
اگه این گفتگو به نظرتون جالب بود با بقیه هم به اشتراک بذارید و اگه پیشنهادی داشتید برامون بنویسید.
روز شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ یک روز و نیم از حمله اسرائیل گذشته بود. بعد از یک اطلاعرسانی ساده در کانال تلگرام با حدود ۳۰ نفر بهشکل آنلاین جمع شدیم و درباره موقعیت فعلیمون در این بحران صحبت کردیم. گفتوگو به مثابه درمان در موقعیتهای بحرانی، یعنی گفتوگویی با شنیدن عمیق کمک میکند تا کمی احساس امیت را بازیابی کنیم و ببینیم که ما تنها آدمهایی نیستیم که ترسیدهایم و دچار ابهام شدهایم.
این اپیزود بخشی از صحبتهای من در آن دورهمی مبتنی بر کتاب عمیق و اثرگذار بپا چادرون با عنوان وقتی چیزها فرو میپاشد است.
امیدوارم کمی کمک کند
تصور کنید که مثل کره زمین که اتمسفری در اطرافش است و حاوی اکسیژنی است که اگر پاک باشد به موجودات زنده جان میدهد و اگر نه باعث مریضی و مسمومیت میشود، شیوه رابطه برقرار کردن و کلام ما همین اتمسفر را میسازد.
در این اپیزود توجهتون را به سمت اتمسفری که اطراف شماست میدهم. هوای رابطه با شما چطوره؟ پاکه؟ سمیه؟ راحت میشه درش نفس کشید یا نه؟
خبرنامه
کانال تلگرام
دونیت
در این اپیزود، به پرسشی که ذهن بسیاری را درگیر میکند پرداختهام:
چرا شرایط و تغییراتی که در کنترل ما نیست، چنان تأثیر عمیقی بر احساسات و تفکراتمان میگذارد؟
با نگاهی به بینشهای فلسفه شرقی و کتاب "وقتی همه چیز به هم میریزد" نوشته پما چودرون، چهار دوگانهی اصلی که منشاء رنج هستند را بررسی میکنیم: لذت و درد، ستایش و سرزنش، شهرت و رسوایی، و سود و زیان. از طریق روایت تجربیات واقعی در محیط کار و زندگی، به موضوعاتی چون "دیده نشدن"، "خشم فروخورده" و "فشارهای اقتصادی" میپردازیم و تأثیر آنها را بر زندگی روزمره بررسی میکنیم.
تلاش کردهام تا در این اپیزود به جای ارائه راهحلهای ساده و فوری، نگاهی عمیقتر به ریشههای رنج و چگونگی مواجهه با آن داشته باشم. در شرایطی که همه چیز مهآلود به نظر میرسد، شاید به جای تلاش بیپایان برای کنترل، بتوانیم راهی متفاوت برای زیستن پیدا کنیم.
امیدوارم این اپیزود برای همه کسانی که میخواهند درک بهتری از خود و شرایط پیرامونشان داشته باشند، بتواند روشنگر باشد و دیدگاه متفاوتی برای مواجهه با چالشهای زندگی ارائه دهد.
ثبتنام در خبرنامه
لینک دونیت
از اسما بابت ۲۰۰ هزارتومان و مهدیار و مهتاب بابت هر کدام ۵۰۰۰۰ تومان دونیت ممنونم.
نهادینه شدن پدیدهها در جوامع انسانی رو از طریق میزان تکرار گفتگو درباره اون پدیدهها بین آدمها میتوانیم شناسایی کنیم. امروز کلمات هوش مصنوعی، پرامپت (Prompt) و بات و به نمایندگی تمام هوش مصنوعیها، Chatgpt در گفتگوهای روزمره ما وارد شده و زندگی ما امروز تحت تاثیر عمیق وجود هوش مصنوعی است.
ما شاید نوع تازهای از رقابت و حتی جنگ در جهان هستیم که مفهوم قدرت را بازتعریف کرده و آن دسترسی به مدلهای قویتر هوش مصنوعی و قدرت پردازش است. همانطور که ظهور Deepseek امپراطوری Chatgpt و شرکت Nvidia را به چالش کشید.
در چنین شرایطی که بهنظر میرسد مدل زندگی ما دستخوش تغییرات اساسی میشود پرسشهایی وجود دارد که باید به آنها فکر کرد:
در این اپیزود درباره شیوه استفاده خودم از هوش مصنوعی صحبت کردم و مشاهداتی را با شما به اشتراک گذاشتهام که در دید من جزو روندهای پدیدار شونده در زندگی فردی و اجتماعی ما است.
عضویت در خبرنامه
دونیت
From the publisher's feed