سلام من بهناز بستان دوست دوست دارم قصه های صوتی که با صدای خودم هست با شما به اشتراک بذارم.امیدوارم لذت ببرید.
این داستان ریسمانی ابریشمی(حکایتی چینی)
که در آن میشنویم:
بخت از چایوسه آن مرد بلند پایه سخت روی برگردانده بود البته هنوز هم شالیزار او با برکت بود در باغ او شاخه های سیاه بوته های چای همه ی شاخه ها را پوشانده بودند،پیله های ابریشم او هرگز بدین خوبی نشده بودند....
دست خطی از امپراطور داشت که عمر دراز چایوسه را تضمین میکرد،مهمتر آنکه شاهد تکه تکه شدن دشمن خود بود
پکونگ که اکنون بدنش هزار تکه شده بود....
در ادامه ی این داستان با ما همراه باشید.