صلح چیست؟ آیا ممکن است گمان کنیم که وقتی گلولهای شلیک نمیشود، صلح برقرار است؟ و اگر سکوت، فریاد بیعدالتی را در خود نهفته داشته باشد، چه؟ اگر چهره صلح در هیاهوی مهاجرت، در نغمه یک ساز، یا در سکوت میان دو نگاه شکسته پنهان شده باشد، چه؟
این قسمت، کاوشی است در واژهای که بسیار شنیدهایم اما کمتر دربارهاش اندیشیدهایم. آیا صلح، همانطور که هر روز در اخبار، بیانیهها و نشستهای رسمی میشنویم، واقعاً همان چیزیست که باید باشد، یا معنا و کارکردی دارد فراتر از نبود خشونت فیزیکی؟
منابع:
فرار به غرب، نوشته محسن حمید