بارها و بارها حس کردم دنیا داره از هم میپاشه.
خنده داره...الان ... ولی باز دوباره به زندگی برگشتم و دیدم: نه، دنیا تموم نشد…
ولی هر بار که به زندگی برگشتم... اینو لمس کردم که یک چیزی در درون من میمیره و یک چیزی در درون من متولد میشه...ــــ
دربارهی همهی ما انسان های معمولی هست که با هزار فکر و خاطره داریم زندگی میکنیم. گاهی شاید قصه بگم، گاهی فقط درد دل کنم، گاهی هم از آدمای دیگه بگم... شاید توی قصههای من، یهجایی، تو هم خودتو پیدا کنی :)