کتاب رهش در سال هزار و سیصد و نود و شش توسط رضا امیرخانی تالیف شده است و برگزیده یازدهمین جشنواره رمان و داستان بلند جلال آل احمد میباشد. این کتاب شامل دویست صفحه است که پیرامون شهرسازی و ادبیات نوشته شده است. اینکه ما با تهران خود چه کردهایم و چه راه حلی برایش وجود دارد از نظر معماری و ادبیات به خوبی بررسی شده است.
شرحی بر کتاب رهش
کتاب رهش نوشته رضا امیرخانی است و در سال هزار و سیصد و نود و شش توسط انتشارات افق به چاپ رسید. کتاب رهش در سال هزار و سیصد و نود و هفت جایزه سی و ششمین کتاب سال جمهوری اسلامی را دریافت کرد. این کتاب با استقبال فراوانی رو به رو شده است. میتوان گفت عنوان این کتاب بسیار جالب و جذاب انتخاب شده است. رهش به معنای رهیدن است و بر عکس واژه شهر میباشد. رضا امیر خانی با بیانی زیبا و نثری سلیس آنچه را ما با تهران و خودمان کرده ایم، ذکر میکند و آن را به خودبس تشبیه میکند. چنانکه مینویسد از جسمش ببرانید و بر جانش بخورانید.
درون مایه کتاب رهش
درون مایه کتاب رهش راجع به معماری شهری است که از دیدگاه خانمی به نام لیا بیان میشود که ایشان با همسرش بر سر مدیریت شهر نامتقارن به چالشهایی برخورد میکنند.
نکاتی از زبان رضا امیرخانی
رضا امیرخانی میگوید بیشتر دارم به این فکر میکنم با دیدگاهی واکاوانه پی شهر بروم و ببینم چه چیزهایی در شهر در حال رخ دادن است. به نظر من کلان شهرها در جهان الگوهای توسعه متفاوتی دارند. توسعه کلان شهرها به صورت عبرت بزرگ یادآور میشود. چنانکه در خصوص شهر لس انجلس آمریکا شهر توسعه یافته و اما از دست رفته یاد میشود و همه شهردارها در ایالات مختلف آمریکا میدانند که نباید سایر شهرها مانند لس انجلس شود. اما در ایران ما کلان شهر تهران توسعه مییابد و دچار آلودگی هوا میشود و سایر شهرها نیز سعی دارند مانند تهران بشوند. و در نهایت چنین ذکر میکند که من برای تهران راه حلی ندارم اما مشهد و تبریز و اصفهان نباید مانند تهران میشدند و همچنین شهر کاشان نباید از الگوهای توسعه تهران پیروی مینمود که در نهایت شبیه تهران بشود.
کتاب رهش در مورد چیست؟
کتاب رهش در مورد وصف حال تهران است. در واقع کتاب به صورت رمانی است در مورد چالشهای زندگی یک خانواده معمار از زبان خانم لیا و همسرش علا و فرزند کوچکشان ایلیا. لیا و همسرش بر روی خانههای قدیمی تهران برج میساختند و حال دیگر لیا کار برج سازی نمیکند. چرا که فرزندشان ایلیا به بیماری مبتلا شده است که حاصل همین برج سازیها اس