چقدر چشم (الهی) شبیه چشم تو نیست
چه چشمهای سیاهی شبیه چشم تو نیست
نمیشود که تو را دید و رد شد و ننشست
کدام لنگرگاهی شبیه چشم تو نیست؟
بریده باد دماغ هر آدم گیجی
که بو نبرده گناهی شبیه چشم تو نیست
مدام بیشتر از قبل در تو غرقترم
چه چاه و چاله و چاهی شبیه چشم تو نیست
نه مثل ناظم خطکشکُش است زل زدنت
نه امتحان شفاهی شبیه چشم تو نیست
شبیه چشم تو هر که کشید هر چه نشد
کجای کاغذ کاهی شبیه چشم تو نیست
هنوز عاشق تو... نه... هنوز نه... نشدم
هنوز هیچ نگاهی شبیه چشم تو نیست
نخوان! نکش! ننویس! اعتنا نکن به خودت
بخواب! چشم تو گاهی شبیه چشم تو نیست
***
شعر و صدای سبحان گنجی