
Sign up to save your podcasts
Or


زن كلافه دستي در جلوي صورتش تكان داد تا اين صدا را از خود دور كند. بالاخره طاقت نياورد و گفت:
- مرا اينجا زنداني كردي برايم پندواندرز بخواني؟
- نه. توخودت به اينجا آمدي تا بهتر با خودت آشنا شوي...
جواب آنقدر غير واقعي بود كه زن جوابي براي آن پيدا نكرد. يعني چه؟ من اصلاً نميدانم اينجا كجاست؟ اگر خودم به اينجا آمدم پس چرا نمي توانم از اينجا خلاص بشوم؟ كم مانده بود از ناچاري گريه و ناله سر بدهد. بايد راهي براي نجات پيدا كند. بايد فكر كند. چشمانش را بست و بدنش را سست كرد تا راحتتر فكر كند...
By Farangis Aryanpurزن كلافه دستي در جلوي صورتش تكان داد تا اين صدا را از خود دور كند. بالاخره طاقت نياورد و گفت:
- مرا اينجا زنداني كردي برايم پندواندرز بخواني؟
- نه. توخودت به اينجا آمدي تا بهتر با خودت آشنا شوي...
جواب آنقدر غير واقعي بود كه زن جوابي براي آن پيدا نكرد. يعني چه؟ من اصلاً نميدانم اينجا كجاست؟ اگر خودم به اينجا آمدم پس چرا نمي توانم از اينجا خلاص بشوم؟ كم مانده بود از ناچاري گريه و ناله سر بدهد. بايد راهي براي نجات پيدا كند. بايد فكر كند. چشمانش را بست و بدنش را سست كرد تا راحتتر فكر كند...