
Sign up to save your podcasts
Or


موسیقی احمد پژمان
یاقوتِ روان: یاقوت مذاب، کنایه از شرابِ سُرخ| رطل: پیمانه بزرگ شراب| دَمادَم: پی در پی| مُدعّیان: در اینجا یعنی کسانی که ادعای زهد و تقوا|هیچ نگویند جوان را: به جوان ایراد نگیرند| نَبَری: تحمل نمیکنی| شتر مست: شتر به شهوت آمده و جفت خواه،ظاهراً در چنین مواقعی برای آنکه شتر را آرام کنند بار سنگینی بر پشتتش میگذاشتند|صورت و معنی: ظاهر و باطن| آنَک: کلمهایست دالّ بر اشاره به دور«نگاه کُن»| عسلی: تکّه پارچۀ زرد رنگی که اهل ذِمّه ( به خصوص یهودیان) بر دوشِ جامهٔ خود میدوختند تا به این وسیله شناخته شوند| زنبورْمیان: معشوقی که کمرش به باریکی زنبور است| زین دست: اینطور| تیرِ امان: تیری که نام پادشاه بر آن حک شده و کسی که این تیر را دریافت میکرد جانش در امان بود| وَرنیز: حتی اگر هم| باز همآید: التیام یابد| نتوان برد: نمیتوان محو کرد
By farshad shahriموسیقی احمد پژمان
یاقوتِ روان: یاقوت مذاب، کنایه از شرابِ سُرخ| رطل: پیمانه بزرگ شراب| دَمادَم: پی در پی| مُدعّیان: در اینجا یعنی کسانی که ادعای زهد و تقوا|هیچ نگویند جوان را: به جوان ایراد نگیرند| نَبَری: تحمل نمیکنی| شتر مست: شتر به شهوت آمده و جفت خواه،ظاهراً در چنین مواقعی برای آنکه شتر را آرام کنند بار سنگینی بر پشتتش میگذاشتند|صورت و معنی: ظاهر و باطن| آنَک: کلمهایست دالّ بر اشاره به دور«نگاه کُن»| عسلی: تکّه پارچۀ زرد رنگی که اهل ذِمّه ( به خصوص یهودیان) بر دوشِ جامهٔ خود میدوختند تا به این وسیله شناخته شوند| زنبورْمیان: معشوقی که کمرش به باریکی زنبور است| زین دست: اینطور| تیرِ امان: تیری که نام پادشاه بر آن حک شده و کسی که این تیر را دریافت میکرد جانش در امان بود| وَرنیز: حتی اگر هم| باز همآید: التیام یابد| نتوان برد: نمیتوان محو کرد