اتوبوس

اتوبوس

By Persian Media Production | رسانه پارسیSociety & CultureFictionPersonal Journals
Download on the App Store

اتوبوس episodes

  • ۱۲. درس‌های اتوبوسی
    هرچند که خیلی وقت‌ها به خاطر اتوبوس سواری کلافه شدم یا بیشتر وقت‌ها زیادی منتظر ماندم ولی آن‌قدر چیزها ازش یاد گرفتم که شاید اگر آن تصادف نبود، خیلی جاها و خیلی آدم‌های جدید رو نمی‌شناختم.
    9 min
  • ۱۱. همدم
    اون روز بعد از تعطیل شدن، رفتم که منتظر اتوبوس بمونم. یکی از مریضای کلینیک داشت کنار ِ ایستگاه اتوبوس سیگار می کشید. تا من رو دید سیگارش رو خاموش کرد.
    9 min
  • ۱۰. نقاش
    توی اتوبوس نشسته بودم که یه دختری سوار شد. یه عالمه وسیله‌های مختلف و یه ساک گنده‌ی چمدون‌مانند دستش بود.
    9 min
  • ۹. همه مسافریم!
    اتوبوس یه خوبی‌ای که داره اینه که روی هیچکس برچسبی نمی‌زنه. همه با هم برابرن؛ سوار یه وسیله‌ی نقلیه با چهار تا چرخ گنده می‌شن و کنار هم می‌رسن به مقصدی که می‌خوان.
    9 min
  • ۸. مصاحبه
    اتوبوس رسید به خیابان بیست و سوم. همان‌ جایی که من باید پیاده می‌شدم. خیابان‌ها جدید بود. به نظر می‌آمد برای جای پارک ماشین باید حتما پول داد.
    9 min
  • ۷. روز مادر
    داشتم می رفتم اتوبوس سوار شم که توی راه، وسط حیاط جلوی دانشگاه، متوجه تابلوهایی شدم که یه گروه از دانشجوها برای روز مادر تدارک دیده بودند.
    9 min
  • ۶. خانم و آقای عزتی
    توی حیاط، روی پله‌های ورودی کتابخانه، زیر آفتاب نشسته بودم که یهو یاد خانم و آقای عزتی، سرایدارهای دبستانم افتادم.
    10 min
  • ۴. خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
    اون روز توی همین فیسبوک یه نوشته‌ای خوندم و اتفاقا به اشتراک هم گذاشتم. نوشته بود اگه می‌تونین باعث خوشحالی آدما بشین حتما این کار رو بکنین. دنیا به این آدما بیشتر احتیاج داره.
    9 min
  • ۳. پیرمرد
    پیرمردی که توی اتوبوس دیدم، مرا یاد نادر نادرپور انداخت و شعری که در وصف روزهای غربت و تنهایی سروده بود.
    9 min

About اتوبوس

From the publisher's feed

اواسط پائیز، درست زمانی که هزار تا کار مهم برای انجام دادن داشتم، تصادف با ماشین اتفاق افتاد. تصادفی که شروع اتوبوس سواری بود.