
Sign up to save your podcasts
Or


«میمون! برگرد همون جایی که ازش اومدی» وقتی یانیس شانزده ساله بود تیم فیلااتلتیکو برای مسابقه پانصد کیلومتر دورتر از آتن به جزیزه کِرت آمده بود. تماشاگران تیم میزبان به همه بازیکنان فیلااتلتیکو فحش میدادند اما توهین آنها روی یانیس و تناسیس متمرکز شده بود.
حقیقتا دردناک بود. اعصاب را آشفته میکرد، طرفداران قوطی نوشابه ، بطری آب و حتی سکه با به سمت سر و صورت بازیکنان تیم مهمان پرت میکردند تا آنها را مصدوم کنند. بازی که تمام شد یانیس و تناسیس زدند زیر گریه. رانا گفت:« از درون متلاشی شده بودند، غم انگیزترین روز بود، اون روز بود که تنفر و نژادپرستی این مردم را دیدیم، ما اینقدر سخت کار میکنیم تا جامعه ما را بپذیرد و او وقت آنها اینطوری ما را از خودشان میرانند.»
By Karan Makvandi5
2424 ratings
«میمون! برگرد همون جایی که ازش اومدی» وقتی یانیس شانزده ساله بود تیم فیلااتلتیکو برای مسابقه پانصد کیلومتر دورتر از آتن به جزیزه کِرت آمده بود. تماشاگران تیم میزبان به همه بازیکنان فیلااتلتیکو فحش میدادند اما توهین آنها روی یانیس و تناسیس متمرکز شده بود.
حقیقتا دردناک بود. اعصاب را آشفته میکرد، طرفداران قوطی نوشابه ، بطری آب و حتی سکه با به سمت سر و صورت بازیکنان تیم مهمان پرت میکردند تا آنها را مصدوم کنند. بازی که تمام شد یانیس و تناسیس زدند زیر گریه. رانا گفت:« از درون متلاشی شده بودند، غم انگیزترین روز بود، اون روز بود که تنفر و نژادپرستی این مردم را دیدیم، ما اینقدر سخت کار میکنیم تا جامعه ما را بپذیرد و او وقت آنها اینطوری ما را از خودشان میرانند.»