
Sign up to save your podcasts
Or


ورونیکا، که یک کاپشن پفی سفید و شلوار گرمکن خاکستری به تن داشت، به همراه چارلز، که کاپشن مشکی و شلوار آبی پوشیده بود، در لیموزین را باز کردند و دور و اطرافشان را نگاه کردند. صحنهای که میدیدند برای قابل باور کردن نبود. آنها در خاک آمریکا بودند. راستی راستی در خاک آمریکا.
همند هماهنگ کرده بود که یک لیموزین آنها را فرودگاه اوهر در شیکاگو سوار کند و به میلواکی بیاورد. در لیموزین هم کیک و گل گل گذاشته بودند. روز سوم فوریه سال ۲۰۱۴ روزی که پدر و مادر یانیس وارد آمریکا شدند در ذهن یانیس برای همیشه حک شد. این روز یکی از شادترین روزهای زندگی یانیس بود. پدر و مادر یانیس جلوی لیموزین ایستادند تا عکس بگیرند، ورونیکا اینقدر خوشحال بود که هنگام عکس گرفتن دستگیره در لیموزین را ول نکرد.
By Karan Makvandi5
2424 ratings
ورونیکا، که یک کاپشن پفی سفید و شلوار گرمکن خاکستری به تن داشت، به همراه چارلز، که کاپشن مشکی و شلوار آبی پوشیده بود، در لیموزین را باز کردند و دور و اطرافشان را نگاه کردند. صحنهای که میدیدند برای قابل باور کردن نبود. آنها در خاک آمریکا بودند. راستی راستی در خاک آمریکا.
همند هماهنگ کرده بود که یک لیموزین آنها را فرودگاه اوهر در شیکاگو سوار کند و به میلواکی بیاورد. در لیموزین هم کیک و گل گل گذاشته بودند. روز سوم فوریه سال ۲۰۱۴ روزی که پدر و مادر یانیس وارد آمریکا شدند در ذهن یانیس برای همیشه حک شد. این روز یکی از شادترین روزهای زندگی یانیس بود. پدر و مادر یانیس جلوی لیموزین ایستادند تا عکس بگیرند، ورونیکا اینقدر خوشحال بود که هنگام عکس گرفتن دستگیره در لیموزین را ول نکرد.