
Sign up to save your podcasts
Or


انیس شش ساله برای کمک به خانواده اش به همراه مادرش و تناسیس، برادر بزرگش، در خیابان دستفروشی میکردند. کارشان این بود که کالاهای ارزان قیمت یک یا دو یورویی را از محلههای فقیرتر شهر بخرند و آن را در محلههای عیان نشین و مکانهای توریستی شهر به سه یا چهار یورو بفروشند.
بیشتر مواقع به سواحل نقاط اعیان نشین، جاهایی مثل ساحل الیموس، میرفتند و بساطشان را انجا پهن میکردند، با این امید که توریستهای چیزی از آنها بخرد. یانیس در حالی که با یک دست دست مادرش را گرفته بود با دست دیگر کالاها را توی هوا تکان میداد با این امید که خریداران بخاطر لپهای گرد او و لبخند نازش دلشان به رحم بیاید و چیزی بخرند.
By Karan Makvandi5
2424 ratings
انیس شش ساله برای کمک به خانواده اش به همراه مادرش و تناسیس، برادر بزرگش، در خیابان دستفروشی میکردند. کارشان این بود که کالاهای ارزان قیمت یک یا دو یورویی را از محلههای فقیرتر شهر بخرند و آن را در محلههای عیان نشین و مکانهای توریستی شهر به سه یا چهار یورو بفروشند.
بیشتر مواقع به سواحل نقاط اعیان نشین، جاهایی مثل ساحل الیموس، میرفتند و بساطشان را انجا پهن میکردند، با این امید که توریستهای چیزی از آنها بخرد. یانیس در حالی که با یک دست دست مادرش را گرفته بود با دست دیگر کالاها را توی هوا تکان میداد با این امید که خریداران بخاطر لپهای گرد او و لبخند نازش دلشان به رحم بیاید و چیزی بخرند.