
Sign up to save your podcasts
Or


موسیقی: پیمان یزدانیان|
میرود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روحپَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن| اَبْنای روزگار: مردم| میروم(بیت پنجم): اینجا «رفتن» به معنای «تصمیم گرفتن» است| نُزْل: هدیه، پیشکش| مِجْمَر: آتشدان یا عودسوز| عنبرینه: زیوری قوطی مانند که در آن عنبر پُر میکردند و بر گردن میآویختند| مُصَوَّر: قابل تصوّر| زَنهار: بر حذر باش، مبادا| هیهات: چه دور است
By farshad shahriموسیقی: پیمان یزدانیان|
میرود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روحپَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن| اَبْنای روزگار: مردم| میروم(بیت پنجم): اینجا «رفتن» به معنای «تصمیم گرفتن» است| نُزْل: هدیه، پیشکش| مِجْمَر: آتشدان یا عودسوز| عنبرینه: زیوری قوطی مانند که در آن عنبر پُر میکردند و بر گردن میآویختند| مُصَوَّر: قابل تصوّر| زَنهار: بر حذر باش، مبادا| هیهات: چه دور است