
Sign up to save your podcasts
Or


وقتی اوضاع بر وفق مراد است، همه شاد هستند. اما وقتی مانعها سر راهمان سبز میشود چه؟ آیا باز هم لبخند میزنیم؟ بازهم از جای خود بلند میشوید؟ آیا با رویداد شکست شجاعانه روبرو می شوید؟
شکست همیشه سخت و طاقت فرسا است. حتی فکر کردن به آن هم بسیار ترسناک است. درد ناشی از شکست، گاهی مثل سرمای سرد زمستان تا مغز استخوانمان نفوذ می کند.
در ابتدای مواجه شدن با ناکامی همه انسانها غمگین می شوند، خشمگین میشوند و احساس شرم، گیجی یا ناتوانی میکنند، لازم است به احساسات منفی اجازه ظهور و بروز بدهیم تا بتوانیم آنها را مدیریت کرده، دوباره بلند شده و ادامه دهیم.
شکست تمام شدن نیست، شکست بیارزش بودن و حتی ناتوان بودن هم نیست. شکست کشف آن دسته از توانایی های ماست که از وجود آنها بی اطلاع بودیم.
ناکامیها موقعیتهایی هستند که در آنها باید صبوری کرد. در چنین چالش هاست که باید به دنبال ایدههای جدید برویم. ریسک کنیم و برای رسیدن به نتیجه، خطر امتحان کردن راههای جدید را به جان بخریم و آن قدر تلاش کنیم تا بالاخره راه درست، مانند گلی که در بیابان می روید، در برابرمان پدیدار شود.
در زندگی بایستی راههای دشوار زیادی را طی کنیم تا بتوانیم رشد کنیم. و در این میان، تاب آوری، صبر و استقامت کلید رشد و تغییر است.
انسان ها در هنگام مواجه شدن با چالش ها يكی از اين دو رويكرد را انتخاب مي كنند. آنها يا عملكرد گرا می شوند يا تسلط گرا. هدف عمده شخص عملكردگرا اثبات و نشان دادن استعدادها و توانايي های خود به ديگران است او مي خواهد تاييد ديگران را بدست آورد و از هر گونه احتمال ارزيابي منفی از جانب ديگران جلوگيری كند.
هدف عمده افراد تسلط گرا اين است كه چالش را به تجربه ای آموزنده تبديل كنند آنها نيازی ندارند كه كارها به آسانی پيش رود. وقتی احساس می كنند كه از تلاش خود نتيجه ای گرفته اند ديگر شکست يا موفقيت برايشان مهم نيست. به جای اينكه نگران قضاوت ديگران در مورد خود باشند سعی می كنند با تقويت مهارت ها و تواناييهايشان، انگيزه خود را قوی تر كنند.
افراد تسلطگرا انرژی خود را برای کسب و توسعه مهارتها صرف میکنند و مشکلات را به تجارب آموزنده مبدل میکنند.
برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید
https://www.bluerooms.ca/
By Blue Roomوقتی اوضاع بر وفق مراد است، همه شاد هستند. اما وقتی مانعها سر راهمان سبز میشود چه؟ آیا باز هم لبخند میزنیم؟ بازهم از جای خود بلند میشوید؟ آیا با رویداد شکست شجاعانه روبرو می شوید؟
شکست همیشه سخت و طاقت فرسا است. حتی فکر کردن به آن هم بسیار ترسناک است. درد ناشی از شکست، گاهی مثل سرمای سرد زمستان تا مغز استخوانمان نفوذ می کند.
در ابتدای مواجه شدن با ناکامی همه انسانها غمگین می شوند، خشمگین میشوند و احساس شرم، گیجی یا ناتوانی میکنند، لازم است به احساسات منفی اجازه ظهور و بروز بدهیم تا بتوانیم آنها را مدیریت کرده، دوباره بلند شده و ادامه دهیم.
شکست تمام شدن نیست، شکست بیارزش بودن و حتی ناتوان بودن هم نیست. شکست کشف آن دسته از توانایی های ماست که از وجود آنها بی اطلاع بودیم.
ناکامیها موقعیتهایی هستند که در آنها باید صبوری کرد. در چنین چالش هاست که باید به دنبال ایدههای جدید برویم. ریسک کنیم و برای رسیدن به نتیجه، خطر امتحان کردن راههای جدید را به جان بخریم و آن قدر تلاش کنیم تا بالاخره راه درست، مانند گلی که در بیابان می روید، در برابرمان پدیدار شود.
در زندگی بایستی راههای دشوار زیادی را طی کنیم تا بتوانیم رشد کنیم. و در این میان، تاب آوری، صبر و استقامت کلید رشد و تغییر است.
انسان ها در هنگام مواجه شدن با چالش ها يكی از اين دو رويكرد را انتخاب مي كنند. آنها يا عملكرد گرا می شوند يا تسلط گرا. هدف عمده شخص عملكردگرا اثبات و نشان دادن استعدادها و توانايي های خود به ديگران است او مي خواهد تاييد ديگران را بدست آورد و از هر گونه احتمال ارزيابي منفی از جانب ديگران جلوگيری كند.
هدف عمده افراد تسلط گرا اين است كه چالش را به تجربه ای آموزنده تبديل كنند آنها نيازی ندارند كه كارها به آسانی پيش رود. وقتی احساس می كنند كه از تلاش خود نتيجه ای گرفته اند ديگر شکست يا موفقيت برايشان مهم نيست. به جای اينكه نگران قضاوت ديگران در مورد خود باشند سعی می كنند با تقويت مهارت ها و تواناييهايشان، انگيزه خود را قوی تر كنند.
افراد تسلطگرا انرژی خود را برای کسب و توسعه مهارتها صرف میکنند و مشکلات را به تجارب آموزنده مبدل میکنند.
برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید
https://www.bluerooms.ca/