اتاق آبی

اتاق آبی

Download on the App Store

اتاق آبی episodes

  • 22- نوازش

    ما از بیان احساسات خود شرم میکنیم ما در دادن نوازش به یکدیگر خساست می کنیم.

    در فرهنگ ما فقر نوازش مرسوم است! از یک طرف، دل نگران هم هستیم، از طرف دیگر وقتی به هم می رسیم ساکت می شویم!

    انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دستان ما را بسته و مانع آن می شود که دستان هم را بگیریم و چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم!

    همدیگر را دوست میداریم اما آن قدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان را ابراز کنیم!

    نوازش ها، آغوش گرفتن ها، تحسین ها، لبخند زدن ها، گوش دادن ها، گرفتن دست ها و یا دوستت دارم ها روح ما را می نوازند.

    نوازش موجب ترشح هورمون اکسی توسین در انسان می شود بنابراین استرس و اضطراب را کاهش داده و احساس خوشبختی و سلامت روان را در فرد ایجاد می نماید .

    پس باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد.

    باید پدر به فرزندش بگوید که چقدر دوستش دارد.

    باید فرزند، دست پدر را بگیرد و با هم قدم بزنند.

    باید فرزند در گوش مادرش بگوید: چقدر خوب است که تو را دارم.

    باید کسی که دوستش داریم بداند که چقدر با بودنش حال ما را خوب کرده است.


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/


    21 min
  • 21- شکست یا چالش

    وقتی اوضاع بر وفق مراد است، همه شاد هستند. اما وقتی مانع‌ها سر راهمان سبز می‌شود چه؟ آیا باز هم لبخند می‌زنیم؟ بازهم از جای خود بلند می‌شوید؟ آیا با رویداد شکست شجاعانه روبرو می شوید؟


    شکست همیشه سخت و طاقت فرسا است. حتی فکر کردن به آن هم بسیار ترسناک است‌. درد ناشی از شکست، گاهی مثل سرمای سرد زمستان تا مغز استخوانمان نفوذ می کند.


    در ابتدای مواجه شدن با ناکامی همه انسان‌ها غمگین می شوند، خشمگین می‌شوند و احساس شرم، گیجی یا ناتوانی می‌کنند، لازم است به احساسات منفی اجازه ظهور و بروز بدهیم تا بتوانیم آنها را مدیریت کرده، دوباره بلند شده و ادامه دهیم.


    شکست تمام شدن نیست، شکست بی‌ارزش بودن و حتی ناتوان بودن هم نیست. شکست کشف آن دسته از توانایی های ماست که از وجود آنها بی اطلاع بودیم.


    ناکامی‌ها موقعیت‌هایی هستند که در آنها باید صبوری کرد. در چنین چالش هاست که باید به دنبال ایده‌های جدید برویم. ریسک ‌کنیم و برای رسیدن به نتیجه، خطر امتحان کردن راه‌های جدید را به جان بخریم و آن قدر تلاش ‌کنیم تا بالاخره راه درست، مانند گلی که در بیابان می روید، در برابرمان پدیدار شود.


    در زندگی بایستی راه‌های دشوار زیادی را طی کنیم تا بتوانیم رشد کنیم. و در این میان، تاب آوری، صبر و استقامت کلید رشد و تغییر است.


    انسان ها در هنگام مواجه شدن با چالش ها يكی از اين دو رويكرد را انتخاب مي كنند. آنها يا عملكرد گرا می شوند يا تسلط گرا. هدف عمده شخص عملكردگرا اثبات و نشان دادن استعدادها و توانايي های خود به ديگران است او مي خواهد تاييد ديگران را بدست آورد و از هر گونه احتمال ارزيابي منفی از جانب ديگران جلوگيری كند.

    هدف عمده افراد تسلط گرا اين است كه چالش را به تجربه ای آموزنده تبديل كنند آنها نيازی ندارند كه كارها به آسانی پيش رود. وقتی احساس می كنند كه از تلاش خود نتيجه ای گرفته اند ديگر شکست يا موفقيت برايشان مهم نيست. به جای اينكه نگران قضاوت ديگران در مورد خود باشند سعی می كنند با تقويت مهارت ها و تواناييهايشان، انگيزه خود را قوی تر كنند.

    افراد تسلط‌گرا انرژی خود را برای کسب و توسعه مهارت‌ها صرف می‌کنند و مشکلات را به تجارب آموزنده مبدل می‌کنند.


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    16 min
  • 20- اعتیاد به رابطه جنسی

    عتیاد به رابطه جنسی و سکس یک نوع اعتیاد رفتاری است که با تمرکز بیش از حد بر فعالیت جنسی و ازدست‌دادن کنترل بر تمایلات جنسی و رفتارهایی در این زمینه همراه است. در واقع رابطه جنسی و اندیشیدن به آن، افکار معتاد را تحت سیطره خود قرار می‌دهد و نیاز به انگیختگی جنسی جای نیاز به صمیمیت را می‌گیرد.

    محققان بر این باورند که باید ریشه اعتیاد و خصوصا اعتیاد جنسی را در بخش پاداش‌دهی ذهن بررسی کرد. زمانی که فعالیت جنسی انجام می‌گیرد، میزان مشخصی از هورمون دوپامین در مغز ترشح می‌شود که باعث ایجاد سرخوشی می‌شود. اما مغز کسانی که به اعتیاد دچار هستند، به اشتباه این لذت را به عنوان عاملی برای بقا تشخیص می‌دهد. به همین دلیل است که فرد به طور مداوم این رفتار را تکرار می‌کند.

    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/


    14 min
  • 19- توهم نژاد آریایی

    آیا برای اینکه یک ایرانی خوب به حساب بیاییم باید حتما نژادپرست باشیم؟

    آیا باید حتما افسانه نژاد آریایی را باور داشته باشیم تا یک ایرانی وطن پرست به حساب بیاییم؟

    برای همه آدم ها سخته که معمولی باشند. انگار یه آدم معمولی بودن به قدر کافی خوب نیست. باید در یه چیزی ویژه باشی حالا هرچی که باشه. باید باهوش ترین باشی یا زیباترین باشی یا اینکه پولدارترین باشی یا تحصیل کرده ترین باشی یا دیگه حداقل گردن کلفت محل تون باشی….


    اما اگه هیچ کدوم از این ها نبودی چی؟

    اگر تو اون آدم بازنده ای باشی که تا گردن هم تو قرض و بدهی فرو رفته باشی چی؟


    اونوقت موقعیت تو میشه موقعیت آلمانی ها بعد از جنگ جهانی اول… یک کشور بازنده که به شدت نیاز داشت یه چیز ویژه ای داشته باشه اون هم درست در شرایطی که به قهقرا سقوط کرده بود. اون موقع بود که آلمانی ها تصمیم گرفتند افسانه ای خلق کنند به نام نژاد برتر آریان و اعلام کنند:«آی مردم شما نمیدونید اما ما دارای ژن ویژه ای هستیم که باعث میشه از نظر هوش و خلاقیت و قدرت رهبری از بقیه شما بهتر باشیم..»


    معمولی بودن خیلی سخته، بازنده بودن از اون هم سخت تره اما به خودت دروغ گفتن از اون هم وحشتناک تره


    آلمان نازی افسانه نژاد آریایی رو خلق کرد چند تا ژورنالیست هم بدون تحقیق کافی این تئوری رو وارد ایران کردند و به دلیل تشابه اسمی لغت آرین به آریا، ورژن ایرانی افسانه نژاد آریایی خلق شد و حتی الان که این نژاد افسانه ای در کشوری که در آن خلق شده، کاملا مردود و نادیده گرفته میشه، ما ایرانی ها باید دو دستی به این افسانه بچسبیم تا عرق ملی خود را به نمایش بگذاریم.

    من ایرانی هستم و همین برام کافیه. نیازی نیست به نژاد خاصی تعلق داشته باشم تا خوب بودن من ثابت بشه. نیازی ندارم دیگران رو تحقیر کنم تا خودم دوست داشتنی تر باشم. نیازی نیست به خودم دروغ بگم تا خوب به نظر بیام. من ایرانی هستم و همین برام کافیه.


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    23 min
  • 18- همرنگ جماعت شدن

    آدمی هرگز آنقدر که ادعا می کند مالک محتوای ذهن خود نیست. افراد اغلب به طرز ناآگاهانه ای پیرو چیزی هستند که جامعه و محیط به آنها دیکته کرده است.

    اصطلاح «سرقت روانی» توسط روانکاو برجسته ­­ای به نام کریستوفر بولاس ارائه شده است.

    سرقت روانی، تراژد‌ی بسیار تلخی است که اکثر ما آن را تجربه کرده ایم اگرچه بیشتر ما حتی نمیدانیم قربانی این تجاوز روانی هستیم. سرقت روانی شامل انواع مختلفی از دستبرد زدن به داشته­ های غیرمادی افراد است. این داشته های غیر مادی در برگیرنده طیف گسترده ­ای از داشته های روانی، مانند ایده ­ها، باورها، امیدها، اشتیاق ­ها، آرزوها، خواسته ها، استقلال، حق­ انتخاب، اصالت، خودانگیختگی، قاطعیت، خلاقیت، آزادی، بی همتایی،فردیت، خویشتن (هویت) … می باشد.

    اما چطور ممکن است این دارایی هااز ما ربوده شوند؟


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/


    18 min
  • 17- ما و شما

    برای اینکه با ما بیشتر آشنا بشین حتما این قسمت رو گوش کنید

    منتظر نظرات و صحبت های شما عزیزان هستیم


    برای اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    26 min
  • 16- فرهنگ، سنت و اصالت

    برای بسیاری از ما، فرهنگ به واژه‌ای تحسین‌برانگیز تبدیل شده است. اگر بتوان چیزی را به فرهنگ وصل کرد، دیواری از قداست اطرافش را فرا می گیرد.

    بارها شنیده اید که وقتی می خواهند از آیینی دفاع کنند، می‌گویند این سالهاست که بخشی از فرهنگ ما بوده است.

    فرهنگ درواقع نظام پیچیده و پویای اجتماعی است که در روند تکامل وجود اجتماعی انسان برای انطباق و سازگاری هر چه بهتر و بیشتر با محیط طبیعی و اجتماعی و ادامه زندگی هر چه غنی تر از سوی انسان جمعی آفریده و پرورده می شود و از نسلی به نسل دیگر به عنوان میراثی اجتماعی انتقال می یابد...


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    19 min
  • 15- قرار گذاشتن

    در گذر از یک فرهنگ سنتی به یک فرهنگ مدرن خیلی چیزها رو باید یاد بگیریم که قواعد قرار گذاشتن هم یکی از اونهاست.


    قرار گذاشتن میتونه یه تفریح خوشایند باشه

    قرار گذاشتن میتونه به کار دلهره آور باشه

    بسته به اینکه ما چه رابطه ای با خودمون داشته باشیم و چقدر بخواهیم موقع قرار خود واقعی مون باشیم, قرار گذاشتن برای ما با نگرانی کمتری همراه میشه

    قرار گذاشتن لازمه شروع یک رابطه است و قواعد خاص خودش رو هم داره چون تو قرار اول ما هنوز طرف مقابل رو نمی شناسیم پس بهتره محتاط باشیم و از هرگونه تماس فیزیکی بدون اجازه خودداری کنیم...


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/


    25 min
  • 14- شخصیت پرستی و بت سازی

    یکی از حماقتهای گروهی که در جوامع مذهبی به فرهنگ تبدیل شده است، انتظار برای رسیدن یک منجی است. مردم همواره بدنبال یک رهبر نجات دهنده بوده اند و سعادت را آمدنی دانسته اند و نه ساختنی.

    مردم ایران هم با چنین فرهنگی بزرگ شده اند و به همین دلیل هم از افرادی انتظار نجات دارند. روزی از مصدق نجاتشان را می طلبند و روزی از خمینی. روزی از سید خندان خاتمی و روز دیگر از موسوی! این اواخر هم روحانی خود را بعنوان منجی به مردم ایران غالب کرد! حتی گروهی ترامپ را منجی کشور ایران می دانستند. سلطنت طلبان هم ناخودآگاه فرزند شاه را منجی ایران می دانند. عادت داریم به بت ساختن از افراد و این عادت هزار ساله است.


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    13 min
  • 13- مردم چی میگن؟

    دختر بودن در ایران سخت است …


    باید چشمانت را به زمین بدوزی، باید آرام گام برداری، باید نامرئی باشی …

    نکند که لب هایت به خنده گشوده شود! نکند که به پسر همسایه سلام کنی! نکند که کفش های قرمزت را بپوشی! نکند که موهایت را به دست باد بسپاری! «مردم چه می گویند؟»


    برادرها فریاد می زنند. پدر و عمو برادرها را همراهی می کنند و مادر…


    مادر در گوشه اتاق نشسته و به تارهای فرش زل زده، نمی بیند که دیگران سر دخترش فریاد می زنند. مادر سالهاست که چشم هایش را بسته، گوش هایش را بسته، هیچ نمی گوید..


    تو به مادر نگاه می کنی و تصمیم می گیری که مثل او نباشی، تصمیم می گیری که متفاوت عمل کنی، که زنده باشی و زندگی کنی…


    اما زن بودن در ایران سخت است… سخت است که خودت باشی، که بخواهی روی پای خودت بایستی، باید شوهر کنی، باید تابع شوهر باشی، نکند برخلاف میل شوهر حرف بزنی؟ نکند برخلاف نظر شوهر رفتار کنی؟ نکند به جدائی فکر کنی؟ «مردم چه می گویند؟»


    دختر بودن در ایران سخت است. اما تو حالا خودت دختر داری و میخواهی که دخترت دختری کند، کفش قرمز بپوشد، شادمانه بخندد، برقصد و عاشق شود…


    باید جسور باشی، باید بجنگی، باید سخت کار کنی، باید در مقابل همه بایستی، باید وطنت را ترک کنی…


    تو بلند شدی، یک‌تنه جنگیدی و ذره ذره موفق شدی. مبارزه کردی تا دخترانت هرگز نگران حرف مردم نباشند…


    دختر بودن در ایران سخت است …


    برای متن کامل و اطلاعات بیشتر به وبسایت مراجعه کنید

    https://www.bluerooms.ca/

    18 min

About اتاق آبی

From the publisher's feed

در اتاق های آبی ما از ناگفته ها می گوییم. از آنچه جامعه ما را از فکر کردن و صحبت کردن در مورد آن دور نگه داشته است