
Sign up to save your podcasts
Or


https://didarejan.com/شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-7-دیوان-سعدی/
1) مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا / گر تو شکیب داری ، طاقت نماند ما را
2) باری ، به چشمِ احسان در حالِ ما نظر کن / کز خوانِ پادشاهان راحت بُوَد گدا را
3) سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت / حکمش رسد ، ولیکن حدّی بود جفا را
4) من بی تو زندگانی ، خود را نمی پسندم / کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
5) چون تشنه جان سپردم ، آنگه چه سود دارد / آب از دو چشم دادن بر خاکِ من گیا را
6) حالِ نیازمندی در وصف می نیاید / آنگه که بازگردی گویم ماجرا را
7) بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت / دیگر چه برگ باشد درویش بی نوا را ؟
8) یارب تو آشنا را مهلت دِه و سلامت / چندان که باز بینند دیدارِ آشنا را
9) نَه مُلک پادشاه را در چشمِ خوب رویان / وَقعی است ای برادر ، نه زهد پارسا را
10) ای کاش برفتادی بُرقَع ز رویِ لیلی / تا مدّعی نماندی مجنون مبتلا را
11) سعدی ، قلم به سختی رفته ست و نیکبختی / پس هر چه پیشت آید ، گردن بِنه قضا را
By sadi5
22 ratings
https://didarejan.com/شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-7-دیوان-سعدی/
1) مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا / گر تو شکیب داری ، طاقت نماند ما را
2) باری ، به چشمِ احسان در حالِ ما نظر کن / کز خوانِ پادشاهان راحت بُوَد گدا را
3) سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت / حکمش رسد ، ولیکن حدّی بود جفا را
4) من بی تو زندگانی ، خود را نمی پسندم / کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
5) چون تشنه جان سپردم ، آنگه چه سود دارد / آب از دو چشم دادن بر خاکِ من گیا را
6) حالِ نیازمندی در وصف می نیاید / آنگه که بازگردی گویم ماجرا را
7) بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت / دیگر چه برگ باشد درویش بی نوا را ؟
8) یارب تو آشنا را مهلت دِه و سلامت / چندان که باز بینند دیدارِ آشنا را
9) نَه مُلک پادشاه را در چشمِ خوب رویان / وَقعی است ای برادر ، نه زهد پارسا را
10) ای کاش برفتادی بُرقَع ز رویِ لیلی / تا مدّعی نماندی مجنون مبتلا را
11) سعدی ، قلم به سختی رفته ست و نیکبختی / پس هر چه پیشت آید ، گردن بِنه قضا را

13 Listeners

8 Listeners

6 Listeners