ژانویهٔ ۲۰۰۳، یه مهندس ناسا ایمیلی نوشت و هشدار داد که یه تصمیم غلط داره گرفته میشه. ولی هیچوقت دکمهٔ ارسال رو نزد. چند روز بعد، شاتل کلمبیا از هم پاشید.
این قسمت دربارهٔ «سکوت سازمانی»ه:
وقتی آدمها یه مشکل رو میبینن ولی اطلاعاتشون هیچوقت به کسی که باید تصمیم بگیره نمیرسه.
تو این قسمت با هم میبینیم:
🔹 چرا یه سازمان پر از آدم باهوش میتونه تصمیم احمقانه بگیره
🔹 سه باور پنهان مدیرها که بدون اینکه بفهمن، کارمندها رو ساکت میکنه
🔹 پنج قانون نانوشتهای که خیلی از ما تو ذهنمون داریم، مثل «تا راهحل نداری، مشکل رو نگو»
🔹 چرا امنیت روانی بهتنهایی کافی نیست
🔹 پژوهشهایی که دربارهٔ سکوت سازمانی تو ایران انجام شده
🔹 تجربهٔ شخصی خودم از حرف زدن، و از ساکت موندن، تو ایران و آمریکا
🔹 چند کار ساده برای کارمندها و مدیرها
یادآوری: من روانشناس یا متخصص رفتار سازمانی نیستم. مقالههایی رو که برام جالبن میخونم و برداشت شخصیام رو باهاتون در میون میذارم. اگه جایی رو اشتباه گفتم، خوشحال میشم بهم بگید.
❓ سؤال این قسمت: آخرین باری که تو یه جلسه حرف نزدی، بیشتر به خاطر ترس بود یا چون فکر میکردی هیچ فرقی نمیکنه؟ جوابت رو برام بفرست.
📚 منابع اصلی:
- Morrison & Milliken (2000). Organizational Silence. Academy of Management Review
- Milliken, Morrison & Hewlin (2003). An Exploratory Study of Employee Silence
- Van Dyne, Ang & Botero (2003). Employee Silence and Voice
- Detert & Edmondson (2011). Implicit Voice Theories
- Burris (2012). The Risks and Rewards of Speaking Up
- Sherf, Parke & Isaakyan (2021). Distinguishing Voice and Silence at Work
- Huang, Van de Vliert & Van der Vegt (2005). Breaking the Silence Culture
- Columbia Accident Investigation Board Report (2003)
- مطالعههای ایرانی: دانشگاه علوم پزشکی شیراز، پژوهشگاه صنعت نفت، دانشگاه فرهنگیان
⏭ قسمت بعد: قدرت چطور نحوهٔ دیدن ما به دنیا رو عوض میکنه؟
📩 (email): [email protected]
📱(telegram): https://t.me/adamvaadamha
📸 (instagram): adam.va.adamha
🎙️ میزبان: امیر