
Sign up to save your podcasts
Or


فیلمنامهی «آگراندیسمان» بر اساس داستانی از نویسندهی آرژانتینی «خولیو کورتازار» نوشتهشده است. اتفاقاتی که در این فیلم میافتند، منطقی سببی ندارند و عنصر «حادثه» نقش موثری در پیشبرد وقایع دارد. نقش مکان و معماری در فیلمهای آنتونیونی بسیار پررنگ است و پیرنگ فیلمهای او را تشکیل میدهد. برخلاف فیلمهای فلینی که عموما شخصیتمحور هستند. در سکانس نهایی فیلمهای «کسوف» و «ماجرا» اهمیت نقش مکان در میزانسنهایی که آنتونیونی تعریف میکند، نمایان میشود. مثلا «تاماس» بازیگر نقش عکاس هروقت در خانهی خود بیحوصله است به خانهی دوستش «بیل» میرود تا روحیهی خود را باز یابد یا وقتی به پارک میرود حالت جستجوگر و حساس پیدا میکند. تلاش برای کشف حقیقت تنها رویهی داستان فیلم است ولی در عمق زندگی مدرن را به چالش میکشد و با استفاده از عناصر تعلیق و کشش انسان معاصر را که به ورطهی سرگشتگی افتاده به نقد میکند. در این شاهکار سینمایی واقعیت حالتی سیال دارد و هر آن که فکر میکنیم آن را در دست داریم، به ناگاه پوچ و بیمعنی میشود و از دستمان میگریزد...
By Avaphone4.5
22 ratings
فیلمنامهی «آگراندیسمان» بر اساس داستانی از نویسندهی آرژانتینی «خولیو کورتازار» نوشتهشده است. اتفاقاتی که در این فیلم میافتند، منطقی سببی ندارند و عنصر «حادثه» نقش موثری در پیشبرد وقایع دارد. نقش مکان و معماری در فیلمهای آنتونیونی بسیار پررنگ است و پیرنگ فیلمهای او را تشکیل میدهد. برخلاف فیلمهای فلینی که عموما شخصیتمحور هستند. در سکانس نهایی فیلمهای «کسوف» و «ماجرا» اهمیت نقش مکان در میزانسنهایی که آنتونیونی تعریف میکند، نمایان میشود. مثلا «تاماس» بازیگر نقش عکاس هروقت در خانهی خود بیحوصله است به خانهی دوستش «بیل» میرود تا روحیهی خود را باز یابد یا وقتی به پارک میرود حالت جستجوگر و حساس پیدا میکند. تلاش برای کشف حقیقت تنها رویهی داستان فیلم است ولی در عمق زندگی مدرن را به چالش میکشد و با استفاده از عناصر تعلیق و کشش انسان معاصر را که به ورطهی سرگشتگی افتاده به نقد میکند. در این شاهکار سینمایی واقعیت حالتی سیال دارد و هر آن که فکر میکنیم آن را در دست داریم، به ناگاه پوچ و بیمعنی میشود و از دستمان میگریزد...