
Sign up to save your podcasts
Or


زاک در یک خیابون شلوغ زندگی میکرد. از خیابون اونها خیلی ماشین میگذشت. مادر زاک بهش گفته بود که مبادا توی خیابون بره. گفته بود که اگه این کار رو بکنه، ممکنه با یک ماشین تصادف کنه و زخمی بشه. مادر زاک هر روز بهش میگفت: «زاک، توی خیابون نرو!»
https://ketabak.org/zo43j
شما همه تلاشتان را میکنید برای این که دخترتان بهموقع در درس تنیس حاضر شود، ولی متوجه میشوید که او بسیار مردد است.
https://amoozak.org/u8977
آه هرگز فراموش نمیکنم! برای من لحظه عجیب و عظیمی بود، همینکه عینک به چشم من رسید ناگهان دنیا برایم تغییر کرد. همهچیز برایم عوض شد. یادم میآید که بعدازظهر یک روز پاییز بود...
شلوارهای وصلهدار مجموعه داستان کوتاه به نویسندگی رسول پرویزی است. ما «قصهی عینکم» از این مجموعه را برای شما صوتی کردهایم.
سال انتشار کتاب: ۱۳۵۷
فهرست کتابهای بزرگسال مناسب برای نوجوانان در کتابک:
https://ketabak.org/category/15227
کودکان کمبینا در مراکز آموزشی از دیدگاه آموزشی و اجتماعی با چالشهای بزرگی روبهرو هستند و تلاش آنها برای گذراندن دورههای آموزشی در کلاسهای فراگیر، بیشتر وقتها بهاندازهای زیاد است که نمیتوانند زمان و فعالیت ویژهای برای یادگیری و رشد رفتارهای اجتماعی خود اختصاص دهند.
https://ketabak.org/3u1ns
آدام یک قطار دید. قطار همینطور روی ریل پیش میرفت و «توووت … توووت» بوق میکشید. چرخهاش هم روی ریلها «تلق … تلق» صدا میکردن.
https://ketabak.org/hn585
والدین حامی هستند. آنها برای جلوگیری از آسیب دیدن بچهها، سعی میکنند پیش از وقوع حادثه آن را پیشبینی کنند و بدین ترتیب از کودکانشان مراقبت نمایند.اما عبارت هشدارگونهای همچون «مراقب باش» فقط زمانی مفید است که بهدرستی توضیح داده شود؛ وگرنه اصطلاح سادهٔ «مراقب باش» بهتنهایی فایدهای ندارد.
https://amoozak.org/es99g
کتاب درمانی یک واژه قدیمی است. مفهوم اساسی کتاب درمانی، بازپروری از راه خواندن است. فکر کتاب درمانی از آن جا بر میخیزد که انسان به تعیین هویت با دیگران از راه ادبیات و هنر علاقمند است. کتاب درمانی تعامل بین خواننده و ادبیات است. در روش درمان با کتاب، مطالب خواندنی که در اختیار خواننده قرار میگیرد، تاثیر درمانی و شفابخشی دارد.
https://ketabak.org/4i21a
جیمی روی یک برگ نشست، برگی به رنگ سبز تیره و بزرگتر از جیمی. برگ، از درختی نزدیک لونهٔ یک پرنده آویزون بود. جیمی گفت: «من میخوام پرواز کنم! کاش من هم یک پرنده بودم!»
https://ketabak.org/9h15y
دکتر شاناهان، استاد شناختهشدهی آموزش شهری و پژوهشگر موضوعات در پیوند با خواندن است، و تجربههای گستردهای با کودکان در مدارس درونشهری و کودکان با نیازهای ویژه دارد. او در وبلاگش مینویسد هنگامی که در دوران دبیرستان بودم، فرضیه این بود که اگر تندتر بخوانید، درک مطلب شما نیز افزایش مییابد. من در دورههای تندخوانی «اِولین وود» نامنویسی کردم، و باید بگویم بیشتر از آن که تندخوانی را بیاموزم، «مرور متن» را آموختم . این که بعدها پژوهشها نشان دادند تندخوانی به کاهش درک مطلب میانجامد نه افزایش آن، برایم شگفتآور نبود.
https://ketabak.org/do5cp
ادوارد و سگ کوچولوش به نام لیستون، هر روز با هم بازی میکردن. او لیستون رو خیلی دوست داشت و خیلی خوب از اون مراقبت میکرد. اون موهای لیستون رو شونه میزد، ظرف غذای اون رو پر میکرد و آب تمیز براش میگذاشت، و اون رو برای پیادهروی با خودش به پارک میبرد. یک روز عصر، مامان ادوارد بهش یادآوری کرد که باید پیش دندونپزشک بره…
https://ketabak.org/tv7bp
From the publisher's feed