آوای کتابک

آوای کتابک

By Ketabak OrgKids & Family
Download on the App Store

آوای کتابک episodes

  • داستان ماشین‌های پرسرعت

    زاک در یک خیابون شلوغ زندگی می‌کرد. از خیابون اون‌ها خیلی ماشین می‌گذشت. مادر زاک بهش گفته بود که مبادا توی خیابون بره. گفته بود که اگه این کار رو بکنه، ممکنه با یک ماشین تصادف کنه و زخمی بشه. مادر زاک هر روز بهش می‌گفت: «زاک، توی خیابون نرو!»

    یک روز مامان زاک گفت که باید بره بازار برای خرید. اون زاک رو توی خونه پیش خواهر بزرگش ترینا گذاشت و رفت...

    https://ketabak.org/zo43j

    9 min
  • چگونه به بچه‌ها برای یادگیری انگیزه بدهیم؟

    شما همه تلاش‌تان را می‌کنید برای این که دخترتان به‌موقع در درس تنیس حاضر شود، ولی متوجه می‌شوید که او بسیار مردد است.

    سرانجام به زمین تنیس می‌رسید و در آن‌جا به نداشتن انگیزه در او پی می‌برید. او تمرین‌ها را با بی‌میلی انجام می‌دهد. وقتی که به خانه برمی‌گردید، او می‌گوید: «من هرگز نمی‌توانم تنیس یاد بگیرم.» شاید با خودتان بگویید: «این را دیگر چگونه باید حل کنم؟»

    https://amoozak.org/u8977

    10 min
  • قصه‌ی عینکم از رسول پرویزی

    آه هرگز فراموش نمی‌کنم! برای من لحظه عجیب و عظیمی بود، همین‌که عینک به چشم من رسید ناگهان دنیا برایم تغییر کرد. همه‌چیز برایم عوض شد. یادم می‌آید که بعدازظهر یک روز پاییز بود...

    شلوارهای وصله‌دار مجموعه داستان کوتاه به نویسندگی رسول پرویزی است. ما «قصه‌ی عینکم» از این مجموعه را برای شما صوتی کرده‌ایم.

    سال انتشار کتاب: ۱۳۵۷

    فهرست کتاب‌های بزرگسال مناسب برای نوجوانان در کتابک:

    https://ketabak.org/category/15227

    24 min
  • رشد اجتماعی کودکان کم‌بینا و نابینا

    کودکان کم‌بینا در مراکز آموزشی از دیدگاه آموزشی و اجتماعی با چالش‌های بزرگی روبه‌رو هستند و تلاش آن‌ها برای گذراندن دوره‌های آموزشی در کلاس‌های فراگیر، بیشتر وقت‌ها به‌اندازه‌ای زیاد است که نمی‌توانند زمان و فعالیت ویژه‌ای برای یادگیری و رشد رفتارهای اجتماعی خود اختصاص دهند.

    https://ketabak.org/3u1ns

    7 min
  • داستان بار قطار چیه؟

    آدام یک قطار دید. قطار همینطور روی ریل پیش می‌رفت و «توووت … توووت» بوق می‌کشید. چرخ‌هاش هم روی ریل‌ها «تلق … تلق» صدا می‌کردن.

    «مامان، دارم یک قطار می‌بینم. نمی‌دونم توی واگن‌هاش چیه… فکر می‌کنی واگن‌های سیرک باشن؟ یعنی توشون شیر و ببر و پلنگه؟»

    https://ketabak.org/hn585

    4 min
  • خطر گفتن «مراقب باش» به کودکان

    والدین حامی هستند. آن‌ها برای جلوگیری از آسیب دیدن بچه‌ها، سعی می‌کنند پیش از وقوع حادثه آن را پیش‌بینی کنند و بدین ترتیب از کودکانشان مراقبت نمایند.اما عبارت هشدارگونه‌ای همچون «مراقب باش» فقط زمانی مفید است که به‌درستی توضیح داده شود؛ وگرنه اصطلاح سادهٔ «مراقب باش» به‌تنهایی فایده‌ای ندارد.

    https://amoozak.org/es99g

    14 min
  • کتاب ‌درمانی چیست؟

    کتاب درمانی یک واژه قدیمی است. مفهوم اساسی کتاب درمانی، بازپروری از راه خواندن است. فکر کتاب درمانی از آن جا بر می‌خیزد که انسان به تعیین هویت با دیگران از راه ادبیات و هنر علاقمند است. کتاب درمانی تعامل بین خواننده و ادبیات است. در روش درمان با کتاب، مطالب خواندنی که در اختیار خواننده قرار می‌گیرد، تاثیر درمانی و شفابخشی دارد.

    https://ketabak.org/4i21a

    10 min
  • داستان من می‌تونم پرواز کنم

    جیمی روی یک برگ نشست، برگی به رنگ سبز تیره و بزرگ‌تر از جیمی. برگ، از درختی نزدیک لونهٔ یک پرنده آویزون بود. جیمی گفت: «من می‌خوام پرواز کنم! کاش من هم یک پرنده بودم!»

    توییتی پرنده، که توی لونه‌اش نشسته بود گفت: «برای چی می‌خوای پرواز کنی؟ تو بچه‌ای … می‌شینی، می‌دوی، راه می‌ری، جست می‌زنی، ولی پرواز نمی‌کنی. پرنده‌ها پرواز می‌کنن!»

    https://ketabak.org/9h15y

    4 min
  • اهمیت سرعت خواندن متن در کودکان

    دکتر شاناهان، استاد شناخته‌شده‌ی آموزش شهری و پژوهشگر موضوعات در پیوند با خواندن است، و تجربه‌های گسترده‌ای با کودکان در مدارس درون‌شهری و کودکان با نیازهای ویژه دارد. او در وبلاگش می‌نویسد هنگامی که در دوران دبیرستان بودم، فرضیه این بود که اگر تندتر بخوانید، درک مطلب شما نیز افزایش می‌یابد. من در دوره‌های تندخوانی «اِولین وود» نام‌نویسی کردم، و باید بگویم بیش‌تر از آن که تندخوانی را بیاموزم، «مرور متن» را آموختم . این که بعدها پژوهش‌ها نشان دادند تندخوانی به کاهش درک مطلب می‌انجامد نه افزایش آن، برایم شگفت‌آور نبود.

    https://ketabak.org/do5cp

    13 min
  • داستان سگم کجاست؟

    ادوارد و سگ کوچولوش به نام لیستون، هر روز با هم بازی می‌کردن. او لیستون رو خیلی دوست داشت و خیلی خوب از اون مراقبت می‌کرد. اون موهای لیستون رو شونه می‌زد، ظرف غذای اون رو پر می‌کرد و آب تمیز براش می‌گذاشت، و اون رو برای پیاده‌روی با خودش به پارک می‌برد. یک روز عصر، مامان ادوارد بهش یادآوری کرد که باید پیش دندونپزشک بره…

    https://ketabak.org/tv7bp

    4 min

About آوای کتابک

From the publisher's feed

آوای کتابک، بخشی از فعالیت‌های پایگاه ترویج خواندن کتابک است که کار خود را به مناسبت دوازده‌امین سالگرد راه‌اندازی این نهاد آغاز کرده است.