«اندوه» بخشی از تجربیات انسان است. اما در طول قرنها تناقضهای زیادی درباره چیستی آن و اینکه اگر درواقع وجود دارد، پس برای آن چه کاری میتوان انجام داد، وجود داشته است.
در سادهترین شکل آن، اندوه بهعنوان واکنشی طبیعی به یک موقعیت دشوار شمرده میشود. برای نمونه، هنگامی که دوستی از پیش شما میرود یا حیوانی میمیرد، غمگین میشوید یا وقتی که دوستی میگوید: «من غصه دارم»، بهطور معمول شما با پرسیدن «چه اتفاقی افتاده؟» واکنش نشان میدهید.
اما اینکه فرض کنید اندوه دلیلی بیرون از شخص(علتی بیرونی) دارد، نظریهای جدید است. پزشکان یونان باستان درباره اندوه چنین نظری نداشتند. آنها معتقد بودند که غم مایعی سیاه در درون بدن انسان است. بر طبق «سیستم مزاجی» آنها، بدن و روح انسان با 4 مایع به نام «مزاج» کنترل میشد که تعادل بین آنها تاثیری مستقیم بر سلامت و خلق فرد داشت.