کتابخانه گلها

آزاده


Listen Later

#گلهای_رنگارنگ
برنامه شماره 470
#هایده
#رهی_معیری
#علی_تجویدی
#جواد_معروفی
#مجید_نجاحی
#فیروزه_امیرمعز
با عزیزان در نیامیزد دل دیوانه ام
در میان آشنایانم ولی بیگانه ام
از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست
می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام
با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
با آن که هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من
در سر ندارم هوسی
چشمی ندارم به کسی
آزاده ام من
با آن که از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام
آزاده ام من
یارب چو من افتاده ای کو
افتاده آزاده ای کو
تا رفته از جانم برون سودای هستی
آسوده از غوغای هستی
گل بانگ مستی آفرین همچون "رهی" سر داده ام من
مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام
آزاده ام من
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر نیست
ماییم جای دیگر و او جای دیگر است
گر خلق را بود سر و سودای مال و جاه
آزاده مرد را سر و سودای دیگر است
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
وآنچه در جام شفق بینی بجز خوناب نیست
زندگی خوشتر بود در پرده وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست
آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ور نه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
جای آسایش چه می جویی "رهی" در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام
خارم ولی به سایه گل آرمیده ام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریده ام
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

کتابخانه گلهاBy حسین