زندگی در کلبه ای با امکانات کم و به دور از شهر می تواند خیلی پیش پا افتاده باشد. برخلاف جذابیت زندگی در یک آپارتمان لوکس شهری. اما بعد از مدتی تقلا و تلاش شبانه روزی در شهر ... بعد از ده ها قرار کاری و عاشقانه و دوستانه پرهیاهو ... بعد از صف اتوبوس ها و ترافیک ماشین ها و شلوغی بانک ها و ادارات، شاید آدم دلش آرامش و سکون یک کلبه را بخواهد. شاید برخلاف آن آپارتمان، آن کلبه حتی برای خودش نباشد ... شاید امکانات رفاهی آن کلبه خیلی کمتر از آن آپارتمان باشد. اما انگار آدم درون آن کلبه ، خیلی بیشتر خودش است. آدم انگار در دیوار رنگ پریده کلبه خودش را می بیند اما در آینه تمام قد در اتاق پر از لوستر آپارتمان خودش، خودش را نمی بیند.... هر وقت دلت برای خودت تنگ شد، ببین در کدام کلبه خودت را جا گذاشتی...