شر همیشه رعدوبرق نیست. گاهی بارانی است مُزمن که قطرهقطره، وجدان را میشوید... هانا آرنت در کتابِ آیشمن در اورشلیم، به ما نشان داد که شرِ بزرگ، گاهی در لباسِ "پیشپاافتادگی" میآید: پشت میزِ اداره، پشتِ فرمهای اداری، پشتِ بهانههایی مثل "مأموریت بود"، "همه انجام میدادند"، "من فقط بخش کوچکی بودم". آیشمن، نماد این تراژدی شد: انسانی که نه از سر شورِ شیطانی، که از سر سطحیاندیشی، به یکی از بزرگترین جنایتکاران تاریخ تبدیل شد. «اما قصهٔ آیشمن تنها یک هشدار نیست— ...