
Sign up to save your podcasts
Or


#گلهای_تازه
برنامه شماره 3
#محمودی_خوانساری
#شهریار
#جهانگیر_ملک
#حبیب_الله_بدیعی
#منصور_صارمی
#فرهنگ_شریف
#فخری_نیکزاد
بزن که سوز دل من به ساز می گویی
ز ساز دل چه شنیدی که باز می گویی
مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز
به گوش دل سخن دلنواز می گویی
مگر حکایت پروانه می کنی با شمع
که شرح قصه به سوز و گداز می گویی
کنون که راز دل ما ز پرده بیرون شد
بزن که در دل این پرده راز می گویی
از زندگانی ام گله دارد جوانی ام
شرمنده جوانی از این زندگانی ام
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای عجل که به یاران رسانی ام
گوش زمین به ناله من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانی ام
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون می کنند با غم بی همزبانی ام
گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
برخاستی که بر سر آتش نشانی ام
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانی ام
By حسین#گلهای_تازه
برنامه شماره 3
#محمودی_خوانساری
#شهریار
#جهانگیر_ملک
#حبیب_الله_بدیعی
#منصور_صارمی
#فرهنگ_شریف
#فخری_نیکزاد
بزن که سوز دل من به ساز می گویی
ز ساز دل چه شنیدی که باز می گویی
مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز
به گوش دل سخن دلنواز می گویی
مگر حکایت پروانه می کنی با شمع
که شرح قصه به سوز و گداز می گویی
کنون که راز دل ما ز پرده بیرون شد
بزن که در دل این پرده راز می گویی
از زندگانی ام گله دارد جوانی ام
شرمنده جوانی از این زندگانی ام
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای عجل که به یاران رسانی ام
گوش زمین به ناله من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانی ام
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون می کنند با غم بی همزبانی ام
گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
برخاستی که بر سر آتش نشانی ام
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانی ام